هنر انسان در مدیریت وظایف است نه جایگزینی وظایف

 

گزیده هایی از مطالب درس اخلاق استاد عصاری مورخ بیست و سوم آبانماه نود و هفت

فرازهایی از جلسه اخلاق مورخ بیست و سوم آبانماه نود و هفت در مدرسه عالی خاتم الاوصیاء عجل الله تعالی فرجه الشریف با تدریس مدیریت محترم مدرسه جناب حجت الاسلام والمسلمین استاد عصاری:

ـ از حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام است که فرمود شخصی از امیرالمومنین علیه السلام پرسید:

ای سلطان اغلب و اقوی؟ کدام سلطان برتر و قویتر است؟ امام در پاسخ فرمود: الهوی………

ـ در این مطلب، نکته آن، این است که سلطان به خود انسان نسبت  داده شده نه به شیطان؛ یعنی این هوای نفس توست که سلطنتش قوی است و تو باید حواست را جمع کنی………

ـ شیطان به خدا میگوید: لاغوینهم اجمعین الا عبادک منهم المخلصین؛  تمام بندگانت را گمراه می کنم مگر مخلصین را….

ـ خدا پاسخ را به صورتی معکوس به شیطان فرمود: ان عبادی لیس لک علیهم سلطان الا من اتبعک من الغاوین؛ همانا ترا بر بندگان من تسلطی نیست، مگر کسانی از گمراهان که پیرو تو هستند…….

ـ بنابراین اصلاح نفس یکی از مهمترین مسیرهاست که من و شما خیلی باید نسبت به آن دقت داشته باشیم……..

ـ باید ریشه هایش را در وجودمان بخشکانیم……..

ـ گاهی گناهی را سبک میشماریم آنجاست که هوای نفس راه را به سمت گناه سبک و آسان می بیند……..

ـ هوای نفس مدام القا میکند که اگر از کار و تعهدت زدی، اگر سر همسرت داد زدی اشکال ندارد……….

ـ دید توجیه گر و ناشاکر هر کاری را که همسر در خانه انجام میدهد آنرا جزء وظایف او میداند.در حالیکه در همان حال ما یک مساله ساده را نادیده گرفتیم و آن اینکه در حقیقت از جهتی او حقش هست که اینکار را نکند و اگر انجام میدهد در واقع لطف و محبت اوست و وظیفه ما در برابر این محبت درخواست و نه دستور است. تشکر و سپاس هست نه اینکه بگوییم وظیفه اش هست و زنی که در خانه هست باید اینگونه باشد و اینکارها را انجام دهد………

ـ در واقع جواب تمام کارهای همسر، مهرورزی و محبت به اوست؛ نه اینکه وقتی به خانه میآییم تا وقتی که برگردیم مدام مشغول کتاب و تلویزیون و اخبار و گوشی باشیم.پس وقت برای همسر و فرزند چه میشود؟!……..

ـ گاهی حتی ممکن است با همین کارهای به ظاهر موجه هم مثل کتاب خواندن و عبادت باز این شیطان باشد که سکان زندگی را در دست گرفته آنجا که دارید از یک سری وظایف میزنید تا به یک سری وظایف دیگر برسید………

ـ هنر انسان مدیریت وظایف است نه جایگزینی آن.

ـ هر وقت از دست همسرت عصبانی شدی یادت بیاید که اوست که دائم فرزند تو را نگهداری میکند و عصبانیت معنی ندارد……..

ـ تو که نمیتوانی یک خطای کوچک همسرت رو ببخشی بحث از حق و حقانیت میکنی؟ آیا طرف مقابل تو هیچ حقی ندارد؟؟؟……….

ـ برخی طلبه ها با اجبار همسرشان را وادار میکنند که در خانه بماند و به نوعی او را زندانی میکنند………

ـ فراموش نکنیم که مدیریت خانواده یک هنر است که می آیند اخلاق با هنر را مخلوط میکنند.

ـ لذا وقتی اینگونه شد اگر شما جایی را صلاح ندانستید خود همسرتان نمیرود و این همان مدیریت قوی است………

ـ شیطان، هوای نفس را در من دیده که سراغ من آمده چون من خودم را بزرگ میدانم خودم را بالاتر از جایگاهی که داشتم دیدم و فراموش کردم حقوقی را که دیگران بر عهده من دارند.خیلی باید من کنار بیایم خیلی باید در رفتار و گفتارم نرم باشم……..

ـ در شبانه روز یک قسمتی از وقت را باید و باید فقط در خدمت همسرم باشم و همچنین فرزندانم………

ـ ما قرار هست اخلاق پیغمبر را گسترش دهیم پس دلیلی ندارد اگر کسی به ما طعنه زد ما شروع کنیم جواب او را بدهیم.گاهی اوقات تند شدن من و شما باعث میشود شخص از دین زده شود.آمدیم لباس پیغمبر را پوشیدیم که خود را ببریم به سمت مبلغ بودن و مخاطبین را به خدا نزدیک کنیم اما ما با رفتارمان دورش میکنیم……..

ـ مردم در واقع از ما طلاب میخواهند که بدانند دین در شرایط سخت چه پیامی برای آنها دارد و این ما هستیم که با رفتار و منشمان این پیام را منتقل می کنیم پس مواظب باشیم که چه پیامی را داریم انتقال میدهیم……….

ـ هنر متدین این است که چگونه وظایفش را انجام دهد.چگونه مدیریت کند………

ـ راه یاد دادن حس مسئولیت به فرزند این نیست که من بیایم و بارم را روی دوش فرزندم قرار دهم………

ـ هنر یک پدر این است که بدون اینکه زور بگوید مدیریت کند.

ـ عزیزان من هوای نفس حیث مقدمی دارد یعنی جایی که من همیشه خود را مقدم میدانم و حق را به خودم میدهم و کارهایم را توجیه میکنم آنجا تجلی گاه نفس است……..

ـ گاهی از لطمات و صدماتی که به نفس خودمان بخاطر توجیهات وارد میکنیم، غافلیم……..

ـ امام حسین علیه السلام فرمودند :لا یکمل العقل الا باتباع الحق؛ عقل کامل نمیشود مگر با تبعیت از حق؛ یعنی هر جا حق را دیدید و تبعیت نکردید مانع رشد عقل شدید………

ـ لذا برخی چیزها با اینکه حرام نیستند ولی من و شما خیلی باید حواسمان را جمع کنیم و دقت داشته باشیم………

ـ ببینیم چه کار کنیم که نور خدا، ذکر خدا در زندگیمان بیشتر باشد؛ ریشه هایش در رعایت همین چیزهای به ظاهر کوچک است………

ـ باید هماره وظائف خود را در هر قالبی که هستیم، به خودمان یادآوری کنیم و آنها را انجام دهیم؛ باید در خانه همسر خوب باشم. در کلاس هم مباحثه ای خوب باشم و….

ـ باید بدانم چه چیزهایی مرا از حق دور میکند من باید روی خودم کار کنم……..

ـ اگر نتوانید خانواده خود را خوب مدیریت کنید،خانواده خودش را با چیز دیگری مثل اینترنت، سایتهای فلان سرگرم میکند……..

ـ یادمان نرود که دلگرمی دادن به همسر و حمایت عاطفی از او  غنای نفس و حرمت نفس برای او به ارمغان می آورد امری که باعث می شود او به سوی خلاف و گناه نرود؛ زیرا کسی به سوی گناه می رود که ضعف شخصیتی داشته باشد، نفسش ذلیل و سست شده باشد……..

ـ همسر باید مجسمه محبت باشد برای همسر؛ به گونه ای اگر نیم ساعت هم وقت میگذارد قلبش را مملو از محبت خوش میکند………

ـ در خانواده نظام سالم پشتیبان که متضمن رشد یافتن و رشد دادن است، باید پیاده شود. یعنی نظامی که از جهت روحی خانواده شما را تقویت میکند……..

ـ در عین حال یادتان باشد که همسرتان از جهت معرفتی رشد کند والا در سنین بالاتر که شما از لحاظ علمی رشد کردید،او با شما فاصله خواهد داشت.و این فاصله اختلاف فکری می آورد و ریشه این جریان هم در این است که شما از جوانی و از عنفوان دوران زندگی مشترک با او وقت نگذاشتید……..

ـ سعی کنید با همسرتان صمیمی باشید الفاظ محبت آور از زبانتان نیفتد و متقابلا از رفتارها و الفاظ کلیشه ای و محترمانه که صمیمیت را از بین میبرد در فضای خانه بپرهیزید. ………..

ـ فرزند شما وقتی یک پدر و مادر منسجم را دید وقتی یک بنیان قوی و محبت آمیز خانواده را دید به راه بد کشیده نمیشود………

ـ و در آخر اینکه:

ببین قرار هست فرزندت چه از تو یاد بگیرد؟

فرزندت در واقع به تو میگوید وقتی تو اخلاقت راجع به نزدیکترین فرد زندگیت که همسرت هست اینگونه است، من چگونه از تو تبعیت کنم؟؟؟؟…….

لذا اینجاست که تربیت دچار آسیب میشود.پس مراقب و مواظب باشیم………

نقد مواضع برخی اندیشه ها در معرفی اهل بیت علیهم السلام

در معرفی اهل بیت باید از کراماتی سخن بگوییم که برای جهان، مطبوع،واقعی و قابل فهم باشد و کلمات و احادیث این بزرگان بزرگترین تجلیگاه کرامات آنان است.

نقد مواضع برخی اندیشه ها در معرفی اهل بیت علیهم السلام

در معرفی اهل بیت باید از کراماتی سخن بگوییم که برای جهان، مطبوع،واقعی و قابل فهم باشد و کلمات و احادیث این بزرگان بزرگترین تجلیگاه کرامات آنان است.

در جلسه ای که به مناسبت گرامیداشت سالروز شهادت حضرت امام حسن عسکری علیه السلام در مدرسه عالی خاتم الاوصیا عجل الله تعالی فرجه الشریف برگزارشد آیت الله علیدوست به انتقاد از برخی موضعگیریها در معرفی اهلبیت از زاویه بیان خارق عادات پرداخت و اظهار داشت کراماتی را بیان کنیم که مطبوع و واقعی و قابل فهم برای جهان باشد.

وی ادامه داد: از این زاویه تمام زندگی امام صادق علیه السلام و تربیت شاگردانی در زمینه های مختلف علمی و فکری آنهم در آن شرایط خود نمونه ای از کرامت و اعجاز است که بجاست این موارد به جهان بیان شود.

آیت الله علیدوست به یک سری اعجازهای بیانی در قرآن و نهج البلاغه اشاره نمود و افزود: برخی مفسرین وقتی آیه ….و لکم فی القصاص حیاه… را با زیباترین کلام عرب قبل از آن مقایسه میکنند به اوج اعجاز پی میبرند و بر ماست که از این پتانسیلها در معرفی معارف بهره بریم.

وی همچنین با اشاره به بیانی از امیر حکمت وبیان که میفرماید: لا تکن عبد غیرک قد جعلک الله حرا …تذلل و خاکساری بسیاری از علی شناسان و نهج البلاغه کاوان در برابر ساحت و درگاه عظیم اعجاز کلامی حضرت را عنوان و اذعان داشت این کلام و احادیثی از این دست که ریشه در فطرت الهی آزادگی طلبی هر انسانی دارد،نتیجه ای را به جهان انعکاس میدهد که جز اطلاق عنوان کرامت هیچ عنوان دیگری بر آن صحیح نیست و آیا نباید از این توشه ها در راه معرفی آنان استفاده کرد و بایستی به سراغ خارق عادات رفت؟!!! گر چه کلیت مواردی که نسبت داده شده و اصل قضایا غیر قابل انکار است اما باید با زبان جهان معاصر صحبت کرد.

آیت الله علیدوست سه خصوصیت دوران زندگی امام و هفت فعالیت امام را تبیین کرده و گفت: عمر کم، دوران حصر و عصر هجوم امواج ضلال شبهات بویژه در زمینه امامت و فعالیت های گوناگون امام حسن عسکری علیه السلام در توسعه سازمان وکالت،تربیت شاگردان،ایجاد نهضت علمی،حمایتهای مالی گسترده از شیعیان، آماده سازی فضا برای عصر ظهور و……گوشه هایی از فعالیت اعجازگونه آنحضرت در آن روزگار خفقان بود.

آیت الله علیدوست حسن مقطع مطالب خود را به بیان حدیثی از آن امام همام اختصاص داد و افزود:امام حسن عسکری علیه السلام میفرمایند:لیست العباده کثره الصیام و الصلاه و انما العباده کثره التفکر فی امر الله

وی بر این مبنا تاکید کرد این حدیث جلوه تام یک اعجاز و کرامت است زیرا آنچه مد نظر امام در این حدیث است، تفوق تفکر به عنوان سمبل و نشان موفقیت هر فرد است امری که بدون آن حتی بنده عابد هم خطرناک میشود. وی در این باره جریان بلعم  باعورا را در قرآن جلوه واضح عبادت منهای تفکر دانست که انسان را میتوانند به حدی تنزل دهد که شیطان پیرو انسان شود نه انسان پیرو شیطان!

وی در پایان با تمرکز بر حدیث مذکور یکی از رسالتهای پژوهندگان علوم دینی علاوه بر توجه مبنایی به دروس اصلی کار بر روی تراث و استفاده از آنها را قلمداد نمود و خاطر نشان کرد یکی از بزرگترین و بهترین مسیر معرفی اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام کار بر روی این تراث است که در صورت تحقق هم کار است هم هنر و هم توفیق.

گفتنی است این مراسم شامگاه پنجشنبه مورخ بیست و چهارم آبانماه نود و هفت برگزار و با مداحی حجت الاسلام الیاسی به پایان رسید.

حفاظت از تراث نبوت و امامت با دفاع معقول از حوزه های علمیه

 

عضو جامعه مدرسین از برخی روحانیونی که عملکرد آنان باعث لطمه و صدمه به جایگاه حوزه ها در اذهان و اندیشه ها میشود شدیدا انتقاد کرد.

حفاظت از تراث نبوت و امامت با دفاع معقول از حوزه های علمیه

عضو جامعه مدرسین از برخی روحانیونی که عملکرد آنان باعث لطمه و صدمه به جایگاه حوزه ها در اذهان و اندیشه ها میشود شدیدا انتقاد کرد.

در جلسه درس فقه مورخ بیست و ششم آبانماه نودو هفت در مدرسه علمیه دارالشفا، آیت الله علیدوست ضمن تبیین جایگاه حوزه های  علمیه و علما به عنوان تنها مشعل داران راه رسالت حفظ دین، وظیفه خاص علما و طلاب را با توجه به اقتضائات روز دفاع حقیقی از حوزه ها دانست. و کوتاهی در این مسیر و یا همراه شدن با دشمن را به هر عنوان گناهی نابخشودنی معرفی کرد.

در این جلسه آیت الله علیدوست با بیان آیه شریفه ۱۸۷ سوره مبارکه آل عمران: و اذ اخذ الله میثاق الذین اوتوا الکتاب لتبیننه للناس و لا تکتمونه……به توضیح و تبیین جایگاه حوزه های علمیه پرداخت و علما را از دید روایات به عنوان افرادی که میثاق حفظ شریعت از آنان گرفته شده، قلمداد نمود.وی در ادامه افزود:در طول تاریخ حفظ دین از طریق حوزه ها بوده و رابطه حوزه های علمیه و مردم همیشه بر اساس التزام بوده نه الزام؛ به این معنا که شیعیان در برابر عالمان ملتزم بودند، نه ملزم و متقابلا نفوذ روحانیت هم توام با ولایت و محبت بوده نه بر مبنای قوه قهریه و قدرت…

استاد علیدوست با توجه به برخی مباحث رایج در جامعه از جمله موضوع تقلید، اشاره کرد و در توضیح و تصریح این واژه، گفت: آنچه در کلام حجت خدا در خصوص پیروی از مرجع ذکر شده،اصطلاح تقلید است که به معنای تابعیت کسی را به گردن انداختن میباشد که از این زاویه بیان کسانی که آنرا صرف مراجعه به متخصص تلقی می کنند، قابل مناقشه است.

عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با تمرکز بر حدیثی از امام هادی علیه السلام که میفرمایند: لو لا من یبقی بعد غیبه قائمنا من العلماء…..در این باره با تاکید بر رسالت خاص علما در حفاظت از شرع مقدس در عصر غیبت تا زمان ظهور اذعان داشت:اگر قبول کنیم وظیفه ای داریم به نام حفظ تراث و قبول کنیم که حفظ تراث کار علماست، وظایفی در این راستا متوجه علما و روحانیون خواهدبود و آن دفاع از جایگاه حوزه های علمیه است.

وی در ادامه به شرح دیگر فعالیتهای مستتر در عنوان دفاع پرداخت و اضافه کرد:اصولا دفاع نباید بدون آسیب شناسی باشد این دو لازم و ملزوم هم هستند؛ در غیر اینصورت حوزه از درون  به تدریج دچار آفت و آسیب خواهد شد و آسیب شناسی صرف هم کفایت نمیکند بلکه باید برنامه هایی انجام داد تا کار تکمیل شود.

ایشان در زمینه نوع و ویژگی دفاع حقیقی عنوان داشت:

بهترین شکل دفاع این است که از درون این حوزه شخصیت های عالم و جامع به معنی واقعی کلمه و کسی که از یکسو مسلط بر تراث و از دیگر سو آشنای به اقتضائات زمان و مکان باشد، تربیت و تجلی یابد؛ زیرا در حقیقت وجود یک روحانی صالح،فاضل،کامل و جامع خود یک تبلیغ برای دین است و وجود چنین افرادی است که حوزه را جلو میبرد.

استاد علیدوست جایگاه روحانی کوشا و پر تلاش در امر دین را والا دانست و اظهار داشت چه بسا عملکرد طلبه ای موجبات خوشنودی حضرت حجت و صاحب الامر را فرهم آورد و ایشان برای او دعا کنند و حتی صدقه دهند و برای او نماز خوانند و به او عنایت ویژه داشته باشند و لو در طول حیات، موفق به دیدار امام علیه السلام نگردد.

وی نوع و رویکرد عده ای دیگر را مقابل این جریان دانست و با انتقاد شدید از این عده، تصریح کرد: شما مطمئن باشید وقتی یک روحانی متخلف،بیسواد،بد سلیقه، یا خدای ناکرده غیر صالح کاری را انجام میدهد، ضمن اینکه قلب آن بزرگوار را رنجانده  و موجبات خشم و غضب الهی را فراهم آورده، حوزه های علمیه را هم به عقب رانده است.

رئیس کرسی های نظریه پردازی علوم نقلی در توصیف آثار سوء کسانی که خواسته و ناخواسته ضربه به حوزه میزنند، نگرش منفی جامعه نسبت به حوزه ها را منبعث از نوع فعالیت اینگونه افراد دانست و در تشریح کل گروههای مشتمل بر این اشخاص گفت:تمام این افراد در سه گروه کلی میگنجند؛ یک گروه بابیت جدید و بهائیت و افرادی که در برخی فرقه ها هستند، گروه دوم خودی نماها و گروه سوم خودی ها هستند که عناد هر کدام قله ها و حوزه ها و مرجعیت و فقه را نشانه رفته است.

آیت الله علیدوست رعایت اخلاقیات را شرط لازم ارزیابی ها و قضاوت صحیح عنوان کرد و افزود: لازم است هر حرف و قضاوتی بر این بنیان قرار گیرد و براستی چنانچه اخلاق از حوزه یا هر ارگان و نهادی حذف شود چه می ماند؟

وی در پایان با برشمردن تعابیر و برچسب هایی که در برخی محافل عده ای به فقه و فعالیت حوزویان دارند، دفاع از ساحت حوزه ها را در حکم دفاع از شریعت دانست و در این باره ضرورت هوشیاری حوزویان در امر دفاع از کیان آن را به عنوان یک میثاق و رسالت یادآور شد.

رحلت پیامبر آغازی بر اسلام های شخصی

در طول تاریخ اسلام تا به امروز یکی از رایج ترین تحریف ها، تحریف در جنس برداشت شخصی آحاد مردم بوده است. این عده برداشت شخصی خودشان از مسایل را حکم اسلام دانسته، اصول و فروع اسلام را طبق برداشت شخصی خود می‌پذیرند.

در حدود هزار و سیصد و اندی سال قبل، آن زمان که نبی مکرّم اسلامصل الله علیه و آله دین را در دو قالب کتاب و اهل بیتشعلیهم السلام در میان مردم به امانت گذاشت، اتفاقات پیچیده‌ای رخ داد که باعث شد حاصل یک عمر وحی و تبلیغ پیامبرصل الله علیه و آله پس از رحلت ایشان در نظر عموم امت دچار تحریف شود. این تحریفات را از زمان رحلت تا به امروز به شکل¬های گوناگونی بَزَک شده و هرروز به شیوه ای رخ مینماید.
تحریف نبی به روایت فِرَق و مذاهب
یکی از انواع تحریفات، فرقه¬فرقه شدن دین واحد و یک¬پارچه اسلام به مذاهب مختلف بود.
از ماجرای سقیفه و دو شقه شدن امت اسلام گرفته تا سه امامی ها، زیدی ها، هفت امامی ها و شاخه های متعدد اهل‌سنت. جلوتر که برویم به تصوف در شیعیان و اهل‌تسنن می‌رسیم. کمی تاریخ را ورق بزنیم، به وهابیت، بهائیت و عرفان های کاذب و عجیب و غریب می‌رسیم… اما ریشه این انشعابات از انحراف و اعمال سلیقه و گاه منفعت طلبی برخی بزرگان و خواص امت اسلام سرچشمه میگیرد.
هر فرقه و مکتبی در اسلام، عالِم و نظریه‌پردازی دارد، که طبق برداشت خود از دین، به مسلک یا شیوه¬ای روی می‌آورد و به مرور زمان طرفدارانی به دور او جمع شده و نهال آن تفکر را آبیاری می‌کنند تا پا جوش نکبت‌باری جوار درخت پر بار دین گردد.
تحریف دین نبوی صل الله علیه و آله به روایت حاکمان تاریخ
عده‌ای از سیاست‌مداران در تاریخ جهت کنترل بیشتر روی مسلمانان سرزمینشان، تعریف خاصی از دین را متناسب با منافع‌شان ارائه می‌دادند. کسانی که از مذهب جهت مصالح خودشان بهره می‌بردند…! از جمله این افراد معاویه و پسرش یزید بوده است، همه میدانند اسلام به روایت آنان تا آنجا منحرف شد که سب وصی رسول الله بر منبر مساجد صورت گرفت و یزیدیان با قصد قربت دور گودال قتلگاه خون خدا حلقه زدند و هلهله کردند تا ثواب ببرند!
تحریف نبیصل¬الله¬علیه به روایت دهان ها
در طول تاریخ اسلام تا به امروز یکی از رایج ترین تحریف ها، تحریف از جنس برداشت شخصی آحاد مردم بوده است. بسیاری از مردم، چه دین را از روی دلیل پذیرفته باشند و یا از جهت ادامه راه آباء و اجداد خود، دست به تحلیل شخصی بر احکام و اصول دین می‌زنند و اصول و فروع اسلام را طبق منافع شخصی خود می‌پذیرند. این که مثلاً تعریف غیبت در دین چیست و یا مصداق ربا کدام است؟ انگار قرار است از درک این عده، آن هم بدون توجه به متن آیات و روایات صورت بگیرد! بسیاری از این قشر درباره اصول دین و کیفیات آن ساعت ها برای دیگران حرف می‌زنند در حالی که پیرامون آن مسئله، نه حکمی از اسلام خوانده اند و نه قصد شناخت دین دارند! این ها دین‌شان نه اسلام راستین بلکه اسلام شخصی می‌باشد که با تحلیل های بی‌پایه شکل گرفته و مقصدش نه رضایت خداوند و رسولش بلکه رضایت نفس و آسودگی خاطر خودشان خواهد بود.
تحریف دین نبوی به روایت آخرالزمان
در آخرالزمانی که وجود تکنولوژی های گوناگون و احکام مربوط به آن از یک سو و شبهات متعدد دینی از سوی دیگر به مردم هجمه می‌آورند و با ارائه تحلیل های مختلف دینی و غیردینی از اتفاقات، آسمان معرفتی روبه تیرگی می‌رود. این فضای تیره و مبهم تا آن‌ جا پیش می‌رود که وقتی حضرت ولیعصر (عج) ظهور کند عده ای قائل به این خواهند شد، که ایشان دین جدیدی با خود آورده اند!
عصر آخرالزمان، دورانی است که تمامی تحریفات موجود از دین از ابتدای ظهور اسلام تا به امروز در آن جمع شده و این التقاط منجر به ایجاد حرفی جدید و گفتمانی عجیب می‌شود که داعیه ی اسلام را دارد اما علیه آن است!

آیا دین رسول خدا تحریف شده است؟
در حدود هزار و چهارصد سال قبل، دین راستین و حقیقی از ناحیه خداوند و به وسیله پیامبرش منتشر گردید و حضرت محمدبن عبدالله صل الله علیه و آله سالیان سال برای آن کوشید تا این که امروزه ما در این سوی تاریخ آن را بشناسیم و درون و بیرون خود را با هویت اصیل اسلام تطبیق بدهیم. در آن گرماگرم تاریخی حضرت نبی صل الله علیه و آله از التهابات و اتفاقات پس از خود خبر داشتند. پس حاصل تمام وحی هایی را که بر ایشان شده بود را به همراه راه و رسم رستگاری در دو گنجینه برای اُمت به یادگار گذاشتند تا مبادا در برهه ای از تاریخ دچار کجی در تحلیل و در نهایت گمراهی شوند! طبق آیه نهم سوره شریفه حجر خداوند می‌فرماید: « اِنا نَحنُ نَزَلناالذِکر وَ اِنا لَهُ لَحافِظون » یعنی دین اسلام تا آخرین روز این دنیا تحت حفاظت و حمایت خداوند قرار دارد و از هرگونه تحریفی در امان است. پس این وظیفه ماست که از بین روایت های دینی، آن روایتی را که از ناحیه مفسران اصلی قرآن یعنی اهل بیتعلیهم السلام از دین اسلام به ما رسیده است بفهمیم چرا که پیامبر صل الله علیه و آله نیز این راه را مسیر اصلی برای دین‌مداری صحیح می دانستند. با این تعریف تنها یک روایت مصون از تحریفات فرقه ها و حاکم ها، دهان ها و شرایط آخرالزمانی باقی می‌ماند و آن همان است که پیامبر خدا (ص) امتش را به آن سفارش کرد یعنی عترت!
چه باید کرد؟
برای پیدا نمودن راه حق هیچ مسیری وجود ندارد مگر جاده علم. جاده ای که زمینش مطالعه و دانش‌اندوزی و آسمانش تفکر می‌باشد چرا که ساعتی تفکر در دین بهتر از هفتاد سال عبادت است. این یعنی دین به روایت صحیح آن که بر اساس کتاب خدا و احادیث اهلبیت (ع) صورت بگیرد و اگر کسی علم لازم را برای تتبع و جستجو در دین ندارد گوش‌اش به کلام امام عصرش باشد که فرمودند: « در حوادث و اتفاقاتی که پیش می‌آیند به راویان حدیث ما (علما) مراجعه کنید.» (وسائل الشیعه ج ۲۷ ص ۱۴۰) و این شاید به خاطر آن باشد که، علما مسیری را رفته اند و به عبارتی عمری را پرداخت کرده و تجربه ای را دریافت نموده اند. پس عاقلانه آن است از کسانی که تجربه داشته اند بهره ببریم. هم‌چنین در طول تاریخ اسلام برخی از علما کتاب هایی تألیف کرده اند که در فقدان راه و رسم زندگی دینی در این زمان به مانند جرعه‌آبی گوارا بر جان انسان می‌نشینند، کتاب هایی چون؛ مفاتیح الحیات، حلیه المتقین، نهج الرسول، گناهان کبیره، مکارم الاخلاق و هرآنچه که از یادگاران علمای طول تاریخ برای انسان امروز به شمار برود.