جستجو
جدیدترین مطالب
» درس نهج البلاغه جناب استاد عشایری – ۱۳۹۳/۰۷/۰۹
»
» مراسم افتتاحیه سال تحصیلی ۹۳-۹۴ برگزار گردید.
» لیست اساتید و دروس سال تحصیلی ۹۳-۹۴ مدرسه عالی خاتم الاوصیاء «عجل الله تعالی فرجه الشریف»
» پیشینه سال تحصیلی ۹۳-۹۴ به روایت تصویر
» نشریه مرد هجرت ها و مجاهدت ها کاری دیگر از معاونت ارتباطات و رسانه
» مراسم تودیع و معارفه مدیریت مدرسه عالی خاتم الاوصیاء(عج)
» صوت دورس پیشینه سال تحصیلی ۱۳۹۳-۱۳۹۴
» رزومه اساتید سال تحصیلی ۹۳-۹۴
» اعلام جزئیات کلاس‌های پیشینه سال تحصیلی ۹۳-۹۴
ثبت نام آزمون
مناسبت ها

برای مشاهده متن به ادامه بروید…

سخنران: حجت الاسلام فرشاد

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین

” أَبُو عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَالِمٍ وَ أَحْمَدَ بْنِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِیهِ جَمِیعاً عَنْ أَحْمَدَ بْنِ النَّضْرِ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ قَالَ لِی یَا جَابِرُ أَ یَکْتَفِی مَنِ انْتَحَلَ التَّشَیُّعَ أَنْ یَقُولَ بِحُبِّنَا أَهْلَ الْبَیْتِ فَوَ اللَّهِ مَا شِیعَتُنَا إِلَّا مَنِ اتَّقَى اللَّهَ وَ أَطَاعَهُ وَ مَا کَانُوا یُعْرَفُونَ یَا جَابِرُ إِلَّا بِالتَّوَاضُعِ وَ التَّخَشُّعِ وَ الْأَمَانَةِ وَ کَثْرَةِ ذِکْرِ اللَّهِ وَ الصَّوْمِ وَ الصَّلَاةِ وَ الْبِرِّ بِالْوَالِدَیْنِ وَ التَّعَاهُدِ لِلْجِیرَانِ مِنَ الْفُقَرَاءِ وَ أَهْلِ الْمَسْکَنَةِ وَ الْغَارِمِینَ وَ الْأَیْتَامِ وَ صِدْقِ الْحَدِیثِ وَ تِلَاوَةِ الْقُرْآنِ وَ کَفِّ الْأَلْسُنِ عَنِ النَّاسِ إِلَّا مِنْ خَیْرٍ وَ کَانُوا أُمَنَاءَ عَشَائِرِهِمْ فِی الْأَشْیَاءِ… ـ الکافی ج۲ ص۷۴ ـ “.

روز شهادت پنجمین امام معصوم وجود نازنین امام باقر علیه السلام است، بنده اجازه می‌خواهم قبل از هر چیز تسلیت عرض کنم این شهادت جانسوز و مصیبت عظمی را محضر فرزند حی ایشان ولی نعمت همه ما وجود مقدس حضرت ولی عصر عج الله تعالی فرجه الشریف اولا و محضر مبارک مراجع عظام تقلید و رهبر انقلاب ثانیا و ثالثا خدمت همه محبان و رهروان راه این امامان معصوم بویژه عزیزانی که در این مکان به خاطر تجلیل از مقام شامخ امامت و ولایت گرد هم جمع شده‌اید. بنده این حضور را برای خودم یک توفیق مضاعف می‌دانم مخصوصا ما در رابطه با دعوت‌هایی که می‌شویم بویژه سرور عزیزمان جناب حجت الاسلام و المسلمین حاج آقای احمدی که واقعا هر وقت برسم دعوت ایشان را با افتخار می‌پذیرم. چون ایشان حالا فرمایشاتی را که گفتند از لطف ایشان است ولی خود ایشان جایگاه بالایی دارد از مدیریت مخلصانه و بی‌توقع ایشان در سالیان سال بویژه در ارسنجان قدر دانی باید نمود. خدای متعال به همه ما توفیق بهره‌برداری از این ایام را به خصوص دهه اول ماه ذی‌حجه را از روزهای عرفه عنایت و مرحمت بفرماید.

من عرایضم را به این صورت شروع کنم که یکی از بزرگترین وظایف ما و از مسئولیت‌های مهم و ارزشمند ما در این شهادت‌ها این است که آشنا‌تر با سیره و روش و منش این عزیزان باشیم، این یک مسئولیت سنگین است، این ۵۷ سال امام باقر علیه السلام چگونه زندگی کرد؟ مشی و روش و سیره امام، نکات زیبای زندگی امام که همه‌اش زیبا است را باید از لابه‌لای تاریخ بیرون آورده و از خدا بخواهیم که توفیق دهد پیاده کنیم. این دستور روایات و آیات است. ” لقد کان فی رسول الله أسوة حسنة” که پیغمبر اسوه است این لطفی از جانب خدا بر امت پیغمبر خاتم است چون وقتی خدای متعال انجیل را برای قوم مخصوصی می‌فرستد یک الگو و مقتدا قرار می‌دهد که آن حضرت عیسی علیه السلام است در زبور و تورات هم همین‌طور که داوود و موسی را قرار می‌دهد. اما وقتی قرآن نازل می‌شود خدای متعال ۱۴ الگو در کنار آن قرار می‌دهد. یکی از آن‌ها شهید امروز امام باقر علیه السلام است. اعتقاد من این است که عالی‌ترین عرض تسلیت به امام صادق علیه السلام، به امام زمان عج‌الله‌تعالی فرجه الشریف این است که بدانیم حضرت در مدت عمر شریف چگونه عمل کرد، ارتباطات، عبادات، معاملات و…. که سیره و روش و منش حضرت را از بین روایات بیرون بکشیم و به آن عمل کنیم و این از وظایف کلیدی ما است. چندی قبل رهبر انقلاب موضوع سبک زندگی اسلامی را مطرح کردند. برداشت من این است که سبک زندگی الهی و اسلامی در سیره‌‌های امامان معصوم علی الخصوص امام باقر علیه‌السلام موج می‌زند. اگر کسی بخواهد زندگی الهی و اسلامی داشته باشد فقط یک راه دارد ” إنما…” که اداة حصر است فقط و فقط سیره امامان معصوم را به کار ببندد. امیرالمؤمنین علیه السلام به کمیل می‌فرماید: ”  یَا کُمَیْلُ لَا تَأْخُذْ إِلَّا عَنَّا تَکُنْ مِنَّا…” از هیچ کس دیگری چیزی نگیر الگو زندگی صحیح می‌خواهی از ما اهل‌بیت علیهم‌السلام بگیر. یا شهید امروز به رفیقشان می‌فرماید ” شرّقا غرّبا لم تجدا علما نافعا الا ما خرج من بیتنا” به شرق و غرب عالم بروید هیچ جا مطلب صحیح و آموزنده پیدا نمی‌کنید مگر آن‌چه که از ما به دست می‌آورید. اگر سبک زندگی صحیح را به تعبیر رهبری می‌خواهید اگر می‌خواهید به وظیفه‌ی خو عمل کنیم، اگر می‌خواهیم از لسان و قلب گذشته و در مقام عمل پا بگذاریم باید این‌ها را الگو قرار دهیم.

من یک تعبیر زیبا از آیت الله بهجت که رضوان خدا بر او باد هرگز یادم نمی‌رود که می‌فرمود: ما آمده‌ایم در این دنیا زندگی کنیم که قیمتی شویم نه اینکه به هر قیمتی زندگی کنیم؛ من لابه‌لای عرائضم تجربیات خود را بیان می‌کنم. حتما کلمات علما و بزرگان را کنار کلمات معصومین علیهم‌السلام بیان کنید. چه جمله‌ی زیبایی است؛ چه کنیم که قیمت پیدا کنیم،‌ سبک و روش و منش و سیره امامان معصوم علیهم السلام را داشته باشیم. ببینید چگونه قیمتی می‌شود. پایین پای آقا علی بن موسی الرضا علیه السلام مرحوم عارف بزرگ آیت الله آ شیخ مرتضی آشتیانی دفن است که آن در بخش خانم‌ها است و من هر وقت مشرف می‌شوم فاتحه‌ای می‌خوانم و فوت می‌کنم؛ شما احوالات او را بخوانید،‌ کتابی به نام ” دیدار با ابرار” که من جلدهای فراوانی از آن را داریم البته جلدهای کوچکی دارد، که احوالات علمای سلف و قدمای اصحاب را تا علمای معاصر دارد؛‌ یکی از جلدها در مورد ایشان است که او ۸۰  سال زندگی کرد تا قیمتی شد، یعنی روش و منش امامان معصوم را پیاده کرد. وقتی دفنش کردند فرزندانش خیلی نگران بودند به خواب آنان آمد و فرمود که چرا این‌مقدار ناراحت هستید گفت شخصیتی مثل شما را از دست داده‌ایم ناراحت نباشیم؟ پدر فرمود نه چون وقتی مرا دفن کردید و رفتید دو فرشته آمدند سؤالات ساده‌ی پیش پا افتاده می‌کنند نه عقلی و فلسفی، آیت الله جوادی در تفسیر می‌فرمود آن قدر سؤالات آسان است ولی چون فضا خیلی خاص است همان‌ها را هم انسان فراموش می‌کند، سؤالاتی مثل اینکه اسم کتابت چیست، خدایت کیست، رسولت کیست، امامت کیست و… آ شیخ مرتضی فرمود ناراحت نباشید که وقتی شما رفتید پیغمبر و اهل‌بیت علیهم‌السلام آمدند، تا فرشته خواست از من سؤال کند دیدم لبان پیغمبر باز شد خطاب به فرشته‌ها که ای فرشته‌ها مرتضی تازه از دنیا آمده است خسته است اگر سؤالی دارید من پاسخ دهم. ما آمده‌ایم در دنیا که به هر شکلی زندگی نکنیم بلکه زندگی کنیم تا قیمتی شویم و این جز با پیاده کردن سیره معصومین علیهم‌السلام  حاصل نخواهد شد. من می‌خواهم یک مقدار سیره و روش امام باقر علیه السلام را به مناسبت شهادت ایشان محضرتان تقدیم کنم. پنجمین امام پنج نکته زیبا دارد که اشاره می‌کنم. البته همه‌ی نکات زندگی ایشان زیباست ولی به خاطر اهمیت این پنج‌تا را ذکر می‌کنم.

۱-  زندگی ۵۷ ساله امام را نگاه کنید،‌ حضرت اهل انفاق بود، در صدد رفع مشکلات مردم بود. پول به کسی دادند که اگر مسلمانی و شیعه‌ای مشکلی پیدا کرد در صدد رفع آن مشکل باشد، از سیره‌های زیبای ایشان این است که این امام همام در زندگی در صدد رفع مشکلات مردم است؛ اهل بذل و بخشش است و راحت دست حضرت در جیبشان فرو می‌رود. عده‌ای آمدند خدمت حضرت و عرض کردند که آن‌جایی که ما زندگی می‌کنیم شیعه فراوان است، حضرت فرمود: ” عَنْ أَبِی إِسْمَاعِیلَ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی جَعْفَرٍ جُعِلْتُ فِدَاکَ إِنَّ الشِّیعَةَ عِنْدَنَا لَکَثِیرَةٌ فَقَالَ هَلْ یَعْطِفُ الْغَنِیُّ عَلَى الْفَقِیرِ وَ یَتَجَاوَزُ الْمُحْسِنُ عَنِ الْمُسِی‏ءِ وَ یَتَوَاسَوْنَ فَقُلْتُ لَا فَقَالَ لَیْسَ هَؤُلَاءِ شِیعَةً الشِّیعَةُ مَنْ یَفْعَلُ هَذَا ـ مجموعه ورام ج۲ ص۱۹۸ ـ “. آیا پول‌دارها مرحمتی به فقرا دارند، انفاق دارند،‌ اهل بذل هستند؟ آیا آن‌هایی که بد کرده‌اند و آن‌هایی که به آن‌ها بد شده است غض عین می‌کنند یا به دادگاه می‌کشانند؟ آیا اهل تواصی و ایثار و از خود گذشتگی هستند؟ گفتیم نه ، حضرت فرمود آن‌ها شیعه نیستند بلکه شیعه کسی است که این صفات و دیگر صفاتی را داشته باشد. شیعه کسی است که رفع مشکل از آحاد مردم می‌کند. چون ایام حج است انشاءالله خدا روزی همه ما قرار دهد. شخصی کنار حضرت در مطاف بود، نمونه خیلی زیاد است و حالا به مناسبت عرض کنم. داشتم کنار حضرت طواف می‌کردم دیدم کسی بیرون از جمعیت به من گفت بیا من گفتم نه شما بیا، چند مرتبه این کار تکرار شد که حضرت فرمود برو ببین چه کاری دارد؟ گفتم آقا جان من سالیان سال انتظار این را می‌کشیدم که کنار امام زمان در مسجد الحرام داخل مطاف باشم حالا برم ببینم که این شخص چه کاری دارد؟ دیدم امر امام است و رفتم و دیدم مشکل مالی دارد برطرف کردم و برگشتم و اعمال را انجام دادم بعد از چند روزی آقا در مسجد الحرام بودند و من رفتم زانوی ادب برابر امام زدم،‌ حضرت فرمود چند روز قبل را یادت می‌آید به تو بگویم کسی که یک مشکل فرهنگی، مالی و… گاهی اوقات با یک جمله می‌توان زندگی کسی را زیر و رو کرد، راهگشایی کرد. حضرت فرمود کسی که یک مشکل فرهنگی، اقتصادی، مالی و… مطابق هفت حج مقبول است، اضافه کرد امام مطابق هفتاد حج مقبول است، هفت هزار، هفتاد هزار، مطابق هفتاد هزار حج مقبول است؛ یک مشکل حل کردن این همه ارزش دارد. خدایا منت تو را می‌کشیم که به ما توفیق دادی که مشکل خواهر یا برادر دینی را حل کنیم. این همه حاجی‌ها سختی می‌کشد با اعمال سنگین، ترافیک طواف، رمی کردن و… آنقدر سخت است و مشکل تازه آیا قبول شد یا نه؟ یک مطلبی را برایتان بگویم روز شهادت امام باقر علیه السلام است روایت از خود امام باقر علیه السلام است، سرزمین مشعر که حاجی‌ها برای رمی جمرات سنگ جمع می‌کنند معروف است که بیابانش پر از مار و عقرب است، ولی تا به امروز هیچ کسی مورد آزار قرار نگرفته است و حضرت امام باقر فرمود که وقتی ایام حج فرا می‌رسد خدا خطاب به وحوش می‌کند یا بروید در قعر زمین و یا اینکه از این سرزمین کوچ کنید که مهمانان ویژه‌ام دارند می‌آیند. اما یک مشکل برطرف کردن از برادر مؤمن مطابق هفتاد حج مقبول است.

۲-  حسن خلق امام، غمض عین،‌ کظم غیظ امام، معاشرت‌های امام و برخوردهای امام است، برای خودشان ارزشی قائل نبودند، بالاترین اهانت‌ها را تحمل می‌کردند. اگر کسی به پدر کسی بی احترامی کند می‌خواهد پدر او را در بیاورد ولی مست یهودی آمد به امام گفت: أنت البقر، حضرت فرمود اشتباه می‌کنی من باقرم، أنت ابن الطباخة… تو فرزند زن آشپز هستی،‌ حضرت ذاک حرفتها، که شغل او است. مثل حالا خوب است که در بیمارستان و بانک و… با صورت آرایش کرده باعث گناه می‌شوند. و بی‌احترامی‌های دیگری کرد که حضرت فرمود اگر راست می‌گویی که من برای مادرم طلب مغفرت می‌کنم و اگر دروغ می‌گویی برای تو طلب مغفرت می‌کنم. ببینید چه کظم‌ غیظ‌هایی، چه صبر و حلم کردن‌هایی. اگر انسان بخواهد به اسلام خدمت کند باید تمام مشکلات را با سینه‌ی باز و رویی گشاده حل کند. فلان شهر دعوت می‌کنند اگر آیت الله در بنر نزنند ایراد می‌گیریم. امام باقری که در زیارت مخصوصه امام حسین علیه‌السلام آمده: ” إِرَادَةُ الرَّبِّ فِی مَقَادِیرِ أُمُورِهِ تَهْبِطُ إِلَیْکُمْ وَ تَصْدُرُ مِنْ بُیُوتِکُم‏…” امامان معصوم علیه السلام شما کسانی هستید در عالم که آن‌چه خدای متعال اراده کرده است ابتدا به خانه‌ی شما می‌آید و بعد از آن‌جا به خانه‌های مردم می‌رود.

حتما امروز زندگانی امام باقر را مطالعه کنید مخصوصا سفر حضرت به همراه امام صادق علیه السلام به سرزمین شام، یک مورد را بیاورم، وقتی حضرت از قصر هشام بیرون آمد دیدند جمعی در گوشه‌ای جمع شده‌اند و شخصی نشسته بود و سؤالات مردم را پاسخ می‌داد، کسی بود که اسقف بود و سالی یک بار از دل کوه بیرون می‌آمد، حضرت به صورت ناشناس وارد شد. حضرت را دید و پرسید آیا از مسیحیان هستی یا از مسلمانان، حضرت فرمود از مسلمانان هستم، پرسید از علمای آنان هستی یا از جهال آنان هستی؟ حضرت نفرمود از علما هستم بلکه فرمود از جهال نیستم. این درس نیست، خضوع و خشوع را ببین، تمام دنیا و ما فیها برای اهل‌بیت علیهم‌السلام است ولی باز هم اینگونه پاسخ می‌دهد.

۳-  صبر امام است، رضایت امام است، تسلیم امام در مورد داده‌های خدا است،‌ این خیلی زیبا است در جامعه‌ی ما پیاده شود. سبک زندگی اسلامی آن است که لبخند رضایت بر لبان ما دیده شود، اگر این طور می‌شد آن طور می‌شد نه در سیره امام اینگونه نیست. فرزندی حضرت در خانه داشت مریض شد و حضرت خیلی ناراحت شد، آن‌هایی که در خانه بودند که گفتند او که مریض شده امام این‌ مقدار ناراحت است اگر بمیرد چه می‌شود، اتفاقا چند روز بعد مرد و برای حضرت خبر آوردند و دیدند چهره حضرت تغییر کرد و مثل کسی که هیچ قضیه‌ای اتفاق نیافتاده شد؛ گفتند ما فکر‌های دیگری می‌کردیم، حضرت فرمود ما تسلیم امر خدا هستیم. این جابر بن یزید جعفی که این روزها خیلی در صحبت‌ها می‌آید ولی در برابر امام کمیتش لنگ است او هفتاد هزار روایت از امام نقل کرده است و روایاتی که حضرت می‌فرمود را او در سینه داشت و مخزن سر بود؛ جابر جعفی در مقابل امام و تفقه در دین کمیتش لنگ بود؛ حضرت فرمود: ” مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِیلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَى عَنْ رِبْعِیِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ قَالَ: الْکَمَالُ کُلُّ الْکَمَالِ التَّفَقُّهُ فِی الدِّینِ وَ الصَّبْرُ عَلَى النَّائِبَةِ وَ تَقْدِیرُ الْمَعِیشَةِ..ـ الکافی ج۱ ص۳۲ـ ” حضرت فرمود تفقه در دین مرادشان چیست؟ آمد خدمت امام و عرض کرد که من فردی هستم که فقر را بر غنا ترجیح می‌دهم، مرض و کسالت را بر سلامتی ترجیح می‌دهم، حضرت فرمود ما اینگونه نیستیم بلکه ما تسلیم محض هستیم. مشکلات را چه حل می‌کند، پیاده کردن سیره امام باقر.

۴-  این مورد و بعدی بیشتر برای طلبه‌ها است: ارتباط قوی امام باقر، اشک نیمه‌شب امام باقر علیه السلام با خدا، من توصیه نمی‌کنم هر شب اگر کسی موفق شود خوب است ولی اگر قرار است در روز درسی با مشکل مواجه شود نه ولی هفته‌ای یک شب با خدا ارتباط بگیرد. ” ُ «اللَّهُمَّ لَا تَنْزِعْ مِنِّی صَالِحَ مَا أَعْطَیْتَنِی أَبَداً- اللَّهُمَّ وَ لَا تَکِلْنِی إِلَى نَفْسِی طَرْفَةَ عَیْنٍ أَبَداً…” خدایا نکند این نعمت‌ها را از ما بگیری؛ خدایا نکند نعمت‌هایی که به ما داده‌ای از ما بگیری. توجه داشته باشیم و اشک چشم داشته باشیم و با خدا حداقل هفته‌ای یکبار ارتباط داشته باشیم. “المزمل :  ۶ إِنَّ ناشِئَةَ اللَّیْلِ هِیَ أَشَدُّ وَطْئاً وَ أَقْوَمُ قیلا..” در تاریکی شب خدا خیلی چیزها را عنایت می‌کند. یک غلام دارد حضرت با ایشان وارد مسجد الحرام شد و وقتی نگاه حضرت به کعبه افتاد شروع کرد بلند بلند گریه کردن، غلام گفت آقا جان همه دارند نگاه می‌کنند حضرت فرمود بگذار بلند بلند گریه کنم تا لطف و رحمت خدا بر من جاری شود. دست‌ها را بلند کنیم و بگوییم خدایا جوانی، سلامتی‌، درس‌خواندن، نعمت‌هایت بسیار بسیار فراوان است، نعمت رهبری و ولایت فقیه که اگر کسی بخواهد آن را درک کند به مصر نگاه کند که یک شبه همه چیز زیر و رو شد؛ وجود نعمت بزرگ ولایت فقیه، نعمت طلبگی و…

۵-  نهایت استفاده از نحفه‌ای که برای ایشان ایجاد شد استفاده کرد، ” إن فی أیام دهرکم نفحات ألا فتعرضوا لها…” در زندگی انسان نفحات و موقعیت‌های طلایی ایجاد می‌شود که باید بهترین استفاده را از آن کرد. موقعیت طلایی زمان امام چه بود؟ پیغمبر بذر دین را پاشید و موجی ایجاد کرد مگر قاسطین، مارقین، ناکثین، معاویه و… گذاشتند مگر امام حسن توانست، مگر امام حسین توانست مگر امام سجاد توانست ولی در زمان امام باقر و فرزندش امام صادق علهیما‌السلام در زمان درگیری اموی‌ها و عباسی‌ها بهترین فرصت ایجاد شد برای حضرت. وقتی می‌گوییم دانشگاه امام صادق علیه‌السلام چهار هزار طلبه، نهصد کرسی در مدینه می‌گفت عن الصادق، عن الباقر علیه السلام، موج و بذر را پیغمبر انجام داده بود ولی امام باقر علیه السلام از آن نهایت استفاده کرد. معارف اسلام بسته مانده بود و حضرت درب‌های جدیدی را باز کرد. لذا در آن حدیث لوح که آمده است برای هر امامی دو خصلت آمد ولی برای امام حسین علیه السلام هشت ویژگی آمد، در مورد امام باقر علیه السلام آمده است ” مُحَمَّدٌ الْبَاقِرُ لِعِلْمِی وَ الْمَعْدِنُ لِحِکْمَتِی…. الإمامة و التبصرة من الحیرة، علی بن بابویه قمی، ص۱۰۵ـ” آن محمدی که شکافاند علوم را و مطالب دینی را از حالت آکبندی بیرون آورد. دانشگاه امام صادق علیه السلام پی ریزی آن در زمان امام باقر علیه السلام بود. خوب درس بخوانید، پنج شنبه و جمعه را برای محفوظات بگذارید، روایات، نهج‌البلاغه و قرآن را موضوعی حفظ کنید. احوالات علما را ببینید و… به خدا نمایند امام شدن، قاضی شدن، همیشه هست ولی فصل درس خواندن و مطالعه کردن یک مدت خاص دارد. به خدا مطالبی که من بیست و چند سال پیش حفظ کردم الان بدون مراجعه می‌گویم ولی مطالبی که الان حفظ می‌کنم خیلی سریع فراموش می‌شود. این به خاطر سن است لذا نمی‌تواند خوب حفظ کند و دقیق مطالعه کند. لذا از این موقعیت طلایی مثل امام باقر علیه السلام استفاده کنید، مباحثات قوی کنید. من عذر خواهی می‌کنم اجازه دهید که یک جمله ذکر مصیبت کنیم…

اوقات شرعی
رابطه فلسفه و شریعت(استاد فربهی)

الحکمۀ، التفقه فی الدین فمن فقه منکم فی دینه فهو حکیم.

علامه طباطبایی در المیزان: حکمت به علومی گفته می شود که برای سعادت انسان مفید باشد.

امام علی سلام الله علیه: الفکر فی غیر الحکمۀ هوس.(چه علوم تجربی و چه عقلی و چه مادی و چه معنوی چه دنیایی و چه اخروی)

مقدمه: ضرورت فلسفه

ضرورت فلسفه همان ضرورت بررسی اندیشه های زیربنایی که همان محتوای علم فلسفه هستند، می باشد. مانند: مسئله خدا، مراتب هستی، جبر و اختیار، فلسفه آفرینش انسان و معنا دار بودن زندگی که می توان به آن جهان بینی و اعتقادات نیز گفت.

خداشناسی، مباحث نفس، انسان شناسی، راه و راهنما شناسی، همه از اندیشه های زیر بنایی هستند. مسائل فلسفه زیر بنایی ترین اندیشه ها است.

همانطور که شنیده اید موضوع فلسفه موجود بما هو موجود است؛ اما کیفیت شمول فلسفه نسبت به این موضوعات در اوائل فلسفه مطرح شده است.

ضرورت حل اندیشه های زیر بنایی

بدون شک حل مسائل و اندیشه های زیر بنایی ضرورت دارد؛ چون اندیشه های زیر بنایی:

۱)     تامین کننده نوع و معنای زندگی انسان هستند.

نوع زندگی منوط به نوع اندیشه های زیر بنایی است. بنابراین نوع اندیشه های زیر بنایی شرط لازم است و حتی می تواند چیزی بیشتر از شرط لازم باشد و انسان را به شرط کافی می کشاند. باور های قوی تبدیل به عمل می شود.

کتاب فلسفه آفرینش انسان (عبدالله نصری)، زندگی تلخ انسانهای پوچ گرا را به تصویر کشیده است. کسانی که در زندگی خود معنا را دریافت نکرده اند. بنابر این نوع زندگی انسان را همین اندیشه ها مشخص می کند.

۲)     جهت دهنده علوم دیگر ما است.

اندیشه های اجتماعی ما را جهت می دهد. مثلا: انسانیت انسان به خصوصیات فرا حیوانی او بستگی دارد.

تن آدمی شریف است به جان آدمیت

 نه همین لباس زیبا است نشان آدمیت

اندیشه های سیاسی: وظیفه حاکمیت غیر از تأمین امنیت و رفاه باید زمینه را برای رشد سرشت اختصاصی انسان فراهم کند والا حقوق انسان را رعایت نکرده است.

حق حاکمیت: حاکمیت هر شخصی باید با اجازه الاهی باشد؛ چراکه حکم فقط از آن خدا است. باید دینی باشد و ضوابط دین در آن رعایت شود.

جامعه شناسی: اگر مادر بحث انسان شناسی معتقد به اراده آزاد انسان نباشیم در بحث جامعه شناسی معتقد به جبر تاریخی می شویم.

همه اینها متاثر از اندیشه های زیر بنایی هستند. علوم کاربری همه متاثرند.

ضرورت حل اندیشه های زیربنایی برای روحانیون

ضرورت هایی که تا اینجا بدانها اشاره شد ضرورت فی نفسه و همگانی بود.

ضرورت صنفی: برای روحانیت و عالمان دینی حل اندایشه های زیربنایی ضرورت دارد.

از جمله بیشترین سوالاتی که مردم از روحانیت و عالمان دینی می پرسند سؤال از اعتقادات است. اهل بیت سلام الله علیهم به سوالات اعتقادی چگونه پاسخ می دادند به چه شکل؟

مقدمه کتاب الاحتجاج: نقش عالمان دینی در صیانت از حدود دین.

بِالْإِسْنَادِ إِلَى أَبِی مُحَمَّدٍ الْعَسْکَرِیِّ سلام الله علیه قَالَ قَالَ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ الصَّادِقُ سلام الله علیه عُلَمَاءُ شِیعَتِنَا مُرَابِطُونَ بِالثَّغْرِ الَّذِی یَلِی إِبْلِیسُ وَ عَفَارِیتُهُ یَمْنَعُونَهُمْ عَنِ الْخُرُوجِ عَلَى ضُعَفَاءِ شِیعَتِنَا وَ عَنْ أَنْ یَتَسَلَّطَ عَلَیْهِمْ إِبْلِیسُ وَ شِیعَتُهُ النَّوَاصِبُ أَلَا فَمَنِ انْتَصَبَ لِذَلِکَ مِنْ شِیعَتِنَا کَانَ أَفْضَلَ مِمَّنْ جَاهَدَ الرُّومَ وَ التُّرْکَ وَ الْخَزَرَ أَلْفَ أَلْفِ مَرَّةٍ لِأَنَّهُ یَدْفَعُ عَنْ أَدْیَانِ مُحِبِّینَا وَ ذَلِکَ یَدْفَعُ عَنْ أَبْدَانِهِمْ.

امام صادق علیه السّلام فرموده: علماى شیعه ما همچون مرزداران، مانع یورش ابلیس به شیعیان ناتوان شده، و جلوى غلبه ناصبان شیطان صفت را مى‏گیرند. پس بدانید هر که این گونه در مقام دفاع از شیعیان ما برآید فضیلتش از جهادکننده با روم و ترک و خزر، هزار هزار بار بیشتر است، زیرا آن از کیش پیروان ما دفاع مى‏کند و این از جسم آنان.

گاهی می شود که دیگر مردم التزامی به احکام ندارند. پس پرداختن به احکام تنها اثری ندارد.

تشخیص و زائل کردن شبهات و مسائل زیر بنایی ضرورت دارد چه فلسفه حلال باشد و چه حرام.

محمّد بن أبی عمیر عن هشام قال: کنت عند الصّادق جعفر بن محمّد سلام الله علیه إذ دخل علیه معاویة بن وهب و عبد الملک بن أعین فقال له معاویة بن وهب: یابن رسول اللّه ما تقول فی الخبر الّذی روی أنّ رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله رأى ربّه، على أیّ صورة رآه؟ و عن الحدیث الّذی رووه أنّ المؤمنین یرون ربّهم فی الجنّة على أیّ صورة یرونه؟ فتبسّم علیه السّلام ثمّ قال: یا معاویة ما أقبح‏ بالرّجل‏ یأتی علیه سبعون سنة أو ثمانون سنة یعیش فی ملک اللّه و یأکل من نعمه ثمّ لا یعرف اللّه حقّ‏ معرفته، ثمّ قال علیه السّلام: یا معاویة إنّ محمّدا صلّى اللّه علیه و آله لم یر الرّبّ تبارک و تعالى بمشاهدة العیان، و إنّ الرؤیة على وجهین: رؤیة القلب و رؤیة البصر؛ فمن عنى برؤیة القلب فهو مصیب، و من عنى برؤیة البصر فقد کذّب و کفر باللّه و بآیاته.

هشام حدیث کند که گفت: نزد حضرت صادق علیه السّلام بودم که معاویة بن وهب و عبد الملک بن اعین بر آن حضرت وارد شدند؛ پس معاویة بن وهب عرض کرد: اى فرزند رسول خدا! چه مى‏فرمایید در این خبر که روایت شده است که رسول خدا صلّى اللَّه علیه و اله خداى خود را به هر صورت که خواست دید؟ و از حدیث دیگرى که روایت کرده‏اند که مؤمنین در بهشت، خداى خود را به هر صورت که خواهد مى‏بینند؟ حضرت تبسمى کرده سپس فرمود: اى معاویه! چقدر زشت است براى مردى که هفتاد سال یا هشتاد سال بر او بگذرد، در ملک خداوند زندگى کند، و از نعمتهاى او بخورد و در این مدت خدا را آن طور که باید نشناسد؟ سپس فرمود: اى معاویه محمد صلّى اللَّه علیه و اله خدا را به چشم آشکارا ندید، و دیدن دو جور است، دیدن چشم و دیدن دل، پس اگر آن گوینده مقصودش دیدن دل بوده است درست گفته است و اگر مقصودش دیدن به چشم بوده است دروغ گفته و به خدا و آیات او کافر شده است.

حل اندیشه های زیر بنایی برای صنف روحانیون ضرورت دارد.

ضرورت کاربرد روش تعقلی محض در حل اندیشه هایر زیر بنایی

کاربرد روش تعقلی محض در حل اندیشه های زیر بنایی رکن دوم فلسفه است.

به چند دلیل اندیشه های زیر بنایی را باید به روش تعقلی حل کرد:

  1. بعضی مسائل را نمی توان به روش نقلی محض حل کرد.
  2. اگر کسی اندیشه های زیر بنایی اش را به روش تعقلی حل نکرده باشد نمی تواند از این اندیشه ها دفاع کند. باید برای دیگران معقول حرف زد. برای دفع دشمنان، غیر از روش تعقلی و استدلالی نمی شود عمل کرد؛ چون نه خدای متعال را قبول دارند و نه ائمه سلام الله علیهم را.

اگر روش تعقلی برای همه مردم هم ضرورت نداشته باشد برای روحانیت ضرورت صنفی دارد.

ساختار کلام خود ائمه سلام الله علیهم به همین گونه بوده است و هیچگاه به منبع استناد نمی کردند[۱]. ایشان از ما نیز همین انتظار را دارند.

نمونه هایی از استفاده از روش عقلی در حل اندیشه های زیر بنایی توسط ائمهسلام الله علیهم

  • اُزَیر ابن خدا است در صورتی که فرزند واقعی خدا نیست بلکه فرزند شرافتی او ست پس چرا به او فرزند خدا می گویید؟ چون تورات را زنده کرد. اگر بنا باشد زنده کردن تورات ملاک باشد پس باید به موسی هم بگویید ابن الله. ثانیا اگر می خواهید أُزیر را شرافت بدهید باید به گونه ای باشد که موجب تنزل خداوند متعال نباشد.
  • خطاب به پیامبر اعظم صل الله علیه و آله و سلم: من می گویم خدا نیست. – تو که می گویی خدا نیست. آیا به دنبال او گشته ای؟ مشرق … مغرب… آسمان و زیر زمین را گشته ای؟ – خیر  – پس چرا می گویی خدا نیست؟ – گمان می کنم خدا نیست. – پس بگو نمی دانم خدا هست یا نیست. اظهار عجز کن.

پس تفکر و حل اندیشه های زیر بنایی به روش تعقلی ضرورت دارد.

ضرورت تنظیم متن و برنامه آموزشی:

حل این اندیشه ها نیاز به کتاب درسی و تدریس دارد.(محتوا هر چه که باشد.)

ضرورت بررسی نظریات فلاسفه با حفظ اولویت ها:

  • فهم اشتباهات: بررسی اندیشه ها، محل های خطای فکری ما را مشخص می کند. امیرالمومنین سلام الله علیه: من استقبل وجوه الآراء عرف مواقع الخطاء.

حَقٌّ عَلَى الْعَاقِلِ أَنْ یُضِیفَ إِلَى رَأْیِهِ رَأْیَ الْعُقَلَاءِ وَ یَضُمَّ إِلَى عِلْمِهِ عُلُومَ الْحُکَمَاءِ.

  • پیدا کردن مقبولیت علمی و مورد پذیرش اندیشمندان دیگر بودن. چون آنها می دانند که شما آراء دیگر را دیده اید و پس از آن نظر می دهید.
  • وقتی حرف امام را در کنار حرف های دیگر می نگریم درخشش آن بیشتر دیده می شود و بیشتر مورد پذیرش قرار می گیرد.
  • تا ندانیم شمشیر را به کجا می زنند نمی دانیم سپر را باید کجا نگه داریم.

ضرورت بازسازی و بازنویسی فلسفه با توجه به وحی

پس از پذیرش یک منبع مانند وحی در موجودیت این علم (انتخاب مسائل و پذیرش نتائج و نقد اندیشه ها) باید در چهار چوب وحی حرکت کرد. برخی از مسائل را باید از فلسفه حذف کرد چرا که  در سعادت انسان تاثیری ندارند. بنابراین ملاک باز سازی و باز نویسی فلسفه این است که در سعادت انسان تاثیر داشته باشند و با منبع مرتبط باشند.

علامه طباطبایی در پاسخ به این شبهه که فلاسفه بر خلاف قرآن سنت حرف می زنند می گوید: مگر می شود فیلسوفی شریعت را قبول کرده باشد و خلاف آن حرف بزند.

اگر حد وسط از شرع آمده باشد چون ماهیت آن ماهیت فلسفی و تعقلی است باید مورد پذیرش همه باشد هر چند نقلی است. پس می توان از تفکر تعلیمی  شرع استفاده کرد و وحی را دید چون اصول موضوعه ما است. پس اگر ما فکر خود را با استفاده از وحی تصحیح کنیم هیچ اشکالی به وجود نخواهد آمد. همانگونه که صدر المتالهین از رجوع نکردن به ائمه سلام الله علیهم استغفار می کند.

خلاصه:

  1. اندیشه های زیر بنایی را باید حل کرد چون:
  • زندگی ساز است
  • مورد سوال قرار می گیرد
  • شخصیت مردم بر اساس آن ساخته می شود.
  • باید پاسخ گو بود.
  • باید هدایت گر بود.
  • باید از حدود و سقور شریعت صیانت کرد.
  1. در این اندیشه ها باید به روش تعقلی محض کار کرد چون:
  • فقط با این روش می توان از آنها دفاع کرد
  1. باید این مطالب در چهار چوب نظام آموزشی باشد تا بتوان آن ها را عرضه کرد
  2. اندیشه اندیشمندان را باید ملاحظه نمود.
  3. پس از پذیرفتن یک منبع باید در چهار چوب آن حرکت کرد.
  4. کسانی که توانایی ندارند.
  5. کسانی که تهذیب نفس نکرده اند.

یادگیری فلسفه برای بعضی از افراد تحریم شده است:

لذا برخی از مسائل فلسفه را نباید در عموم مطرح کرد. اما می توان آنها را ساده سازی کرد مانند سارت که پوچ گرایی را وارد جامعه کرد.

مقام معظم رهبری مد ظله العالی در این زمینه می فرمایند: اینکه فلسفه اسلامی تحلیلی است عیبی ندارد اما اینکه تحلیلی بماند عیب دارد بلکه باید کاربردی شود. از معماری گرفته تا مسائل اجتماعی دیگر. باید فلسفه را برای کودکان نوشت.

 


[۱] . اشکال: ایشان چون خود منبع بودند استناد به منبع نمی فرمودند.

نظرات[ ۰ ] | موضوع: پايه 8 | نويسنده: khatam1 | ۱۳۹۰/۱۲/۰۷ |

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

حاصل جمع پنج و چهار به عدد ؟

Powered By ALA