جستجو
جدیدترین مطالب
» پیشینه سال تحصیلی ۹۳-۹۴ به روایت تصویر
» نشریه مرد هجرت ها و مجاهدت ها کاری دیگر از معاونت ارتباطات و رسانه
» مراسم تودیع و معارفه مدیریت مدرسه عالی خاتم الاوصیاء(عج)
» صوت دورس پیشینه سال تحصیلی ۱۳۹۳-۱۳۹۴
» رزومه اساتید سال تحصیلی ۹۳-۹۴
» لیست اساتید دروس سال تحصیلی ۹۳-۹۴ مدرسه عالی خاتم الاوصیاء (عجل الله تعالی فرجه الشریف
» اعلام جزئیات کلاس‌های پیشینه سال تحصیلی ۹۳-۹۴
» محدوده امتحانی طلاب پایه ۷ مشخص شد.
» محدوده امتحانی طلاب پایه ۹ مشخص شد.
» محدوده امتحانی طلاب پایه ۸ مشخص شد.
ثبت نام آزمون
مناسبت ها

برای مشاهده متن به ادامه بروید…

سخنران: حجت الاسلام فرشاد

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین

” أَبُو عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَالِمٍ وَ أَحْمَدَ بْنِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِیهِ جَمِیعاً عَنْ أَحْمَدَ بْنِ النَّضْرِ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ قَالَ لِی یَا جَابِرُ أَ یَکْتَفِی مَنِ انْتَحَلَ التَّشَیُّعَ أَنْ یَقُولَ بِحُبِّنَا أَهْلَ الْبَیْتِ فَوَ اللَّهِ مَا شِیعَتُنَا إِلَّا مَنِ اتَّقَى اللَّهَ وَ أَطَاعَهُ وَ مَا کَانُوا یُعْرَفُونَ یَا جَابِرُ إِلَّا بِالتَّوَاضُعِ وَ التَّخَشُّعِ وَ الْأَمَانَةِ وَ کَثْرَةِ ذِکْرِ اللَّهِ وَ الصَّوْمِ وَ الصَّلَاةِ وَ الْبِرِّ بِالْوَالِدَیْنِ وَ التَّعَاهُدِ لِلْجِیرَانِ مِنَ الْفُقَرَاءِ وَ أَهْلِ الْمَسْکَنَةِ وَ الْغَارِمِینَ وَ الْأَیْتَامِ وَ صِدْقِ الْحَدِیثِ وَ تِلَاوَةِ الْقُرْآنِ وَ کَفِّ الْأَلْسُنِ عَنِ النَّاسِ إِلَّا مِنْ خَیْرٍ وَ کَانُوا أُمَنَاءَ عَشَائِرِهِمْ فِی الْأَشْیَاءِ… ـ الکافی ج۲ ص۷۴ ـ “.

روز شهادت پنجمین امام معصوم وجود نازنین امام باقر علیه السلام است، بنده اجازه می‌خواهم قبل از هر چیز تسلیت عرض کنم این شهادت جانسوز و مصیبت عظمی را محضر فرزند حی ایشان ولی نعمت همه ما وجود مقدس حضرت ولی عصر عج الله تعالی فرجه الشریف اولا و محضر مبارک مراجع عظام تقلید و رهبر انقلاب ثانیا و ثالثا خدمت همه محبان و رهروان راه این امامان معصوم بویژه عزیزانی که در این مکان به خاطر تجلیل از مقام شامخ امامت و ولایت گرد هم جمع شده‌اید. بنده این حضور را برای خودم یک توفیق مضاعف می‌دانم مخصوصا ما در رابطه با دعوت‌هایی که می‌شویم بویژه سرور عزیزمان جناب حجت الاسلام و المسلمین حاج آقای احمدی که واقعا هر وقت برسم دعوت ایشان را با افتخار می‌پذیرم. چون ایشان حالا فرمایشاتی را که گفتند از لطف ایشان است ولی خود ایشان جایگاه بالایی دارد از مدیریت مخلصانه و بی‌توقع ایشان در سالیان سال بویژه در ارسنجان قدر دانی باید نمود. خدای متعال به همه ما توفیق بهره‌برداری از این ایام را به خصوص دهه اول ماه ذی‌حجه را از روزهای عرفه عنایت و مرحمت بفرماید.

من عرایضم را به این صورت شروع کنم که یکی از بزرگترین وظایف ما و از مسئولیت‌های مهم و ارزشمند ما در این شهادت‌ها این است که آشنا‌تر با سیره و روش و منش این عزیزان باشیم، این یک مسئولیت سنگین است، این ۵۷ سال امام باقر علیه السلام چگونه زندگی کرد؟ مشی و روش و سیره امام، نکات زیبای زندگی امام که همه‌اش زیبا است را باید از لابه‌لای تاریخ بیرون آورده و از خدا بخواهیم که توفیق دهد پیاده کنیم. این دستور روایات و آیات است. ” لقد کان فی رسول الله أسوة حسنة” که پیغمبر اسوه است این لطفی از جانب خدا بر امت پیغمبر خاتم است چون وقتی خدای متعال انجیل را برای قوم مخصوصی می‌فرستد یک الگو و مقتدا قرار می‌دهد که آن حضرت عیسی علیه السلام است در زبور و تورات هم همین‌طور که داوود و موسی را قرار می‌دهد. اما وقتی قرآن نازل می‌شود خدای متعال ۱۴ الگو در کنار آن قرار می‌دهد. یکی از آن‌ها شهید امروز امام باقر علیه السلام است. اعتقاد من این است که عالی‌ترین عرض تسلیت به امام صادق علیه السلام، به امام زمان عج‌الله‌تعالی فرجه الشریف این است که بدانیم حضرت در مدت عمر شریف چگونه عمل کرد، ارتباطات، عبادات، معاملات و…. که سیره و روش و منش حضرت را از بین روایات بیرون بکشیم و به آن عمل کنیم و این از وظایف کلیدی ما است. چندی قبل رهبر انقلاب موضوع سبک زندگی اسلامی را مطرح کردند. برداشت من این است که سبک زندگی الهی و اسلامی در سیره‌‌های امامان معصوم علی الخصوص امام باقر علیه‌السلام موج می‌زند. اگر کسی بخواهد زندگی الهی و اسلامی داشته باشد فقط یک راه دارد ” إنما…” که اداة حصر است فقط و فقط سیره امامان معصوم را به کار ببندد. امیرالمؤمنین علیه السلام به کمیل می‌فرماید: ”  یَا کُمَیْلُ لَا تَأْخُذْ إِلَّا عَنَّا تَکُنْ مِنَّا…” از هیچ کس دیگری چیزی نگیر الگو زندگی صحیح می‌خواهی از ما اهل‌بیت علیهم‌السلام بگیر. یا شهید امروز به رفیقشان می‌فرماید ” شرّقا غرّبا لم تجدا علما نافعا الا ما خرج من بیتنا” به شرق و غرب عالم بروید هیچ جا مطلب صحیح و آموزنده پیدا نمی‌کنید مگر آن‌چه که از ما به دست می‌آورید. اگر سبک زندگی صحیح را به تعبیر رهبری می‌خواهید اگر می‌خواهید به وظیفه‌ی خو عمل کنیم، اگر می‌خواهیم از لسان و قلب گذشته و در مقام عمل پا بگذاریم باید این‌ها را الگو قرار دهیم.

من یک تعبیر زیبا از آیت الله بهجت که رضوان خدا بر او باد هرگز یادم نمی‌رود که می‌فرمود: ما آمده‌ایم در این دنیا زندگی کنیم که قیمتی شویم نه اینکه به هر قیمتی زندگی کنیم؛ من لابه‌لای عرائضم تجربیات خود را بیان می‌کنم. حتما کلمات علما و بزرگان را کنار کلمات معصومین علیهم‌السلام بیان کنید. چه جمله‌ی زیبایی است؛ چه کنیم که قیمت پیدا کنیم،‌ سبک و روش و منش و سیره امامان معصوم علیهم السلام را داشته باشیم. ببینید چگونه قیمتی می‌شود. پایین پای آقا علی بن موسی الرضا علیه السلام مرحوم عارف بزرگ آیت الله آ شیخ مرتضی آشتیانی دفن است که آن در بخش خانم‌ها است و من هر وقت مشرف می‌شوم فاتحه‌ای می‌خوانم و فوت می‌کنم؛ شما احوالات او را بخوانید،‌ کتابی به نام ” دیدار با ابرار” که من جلدهای فراوانی از آن را داریم البته جلدهای کوچکی دارد، که احوالات علمای سلف و قدمای اصحاب را تا علمای معاصر دارد؛‌ یکی از جلدها در مورد ایشان است که او ۸۰  سال زندگی کرد تا قیمتی شد، یعنی روش و منش امامان معصوم را پیاده کرد. وقتی دفنش کردند فرزندانش خیلی نگران بودند به خواب آنان آمد و فرمود که چرا این‌مقدار ناراحت هستید گفت شخصیتی مثل شما را از دست داده‌ایم ناراحت نباشیم؟ پدر فرمود نه چون وقتی مرا دفن کردید و رفتید دو فرشته آمدند سؤالات ساده‌ی پیش پا افتاده می‌کنند نه عقلی و فلسفی، آیت الله جوادی در تفسیر می‌فرمود آن قدر سؤالات آسان است ولی چون فضا خیلی خاص است همان‌ها را هم انسان فراموش می‌کند، سؤالاتی مثل اینکه اسم کتابت چیست، خدایت کیست، رسولت کیست، امامت کیست و… آ شیخ مرتضی فرمود ناراحت نباشید که وقتی شما رفتید پیغمبر و اهل‌بیت علیهم‌السلام آمدند، تا فرشته خواست از من سؤال کند دیدم لبان پیغمبر باز شد خطاب به فرشته‌ها که ای فرشته‌ها مرتضی تازه از دنیا آمده است خسته است اگر سؤالی دارید من پاسخ دهم. ما آمده‌ایم در دنیا که به هر شکلی زندگی نکنیم بلکه زندگی کنیم تا قیمتی شویم و این جز با پیاده کردن سیره معصومین علیهم‌السلام  حاصل نخواهد شد. من می‌خواهم یک مقدار سیره و روش امام باقر علیه السلام را به مناسبت شهادت ایشان محضرتان تقدیم کنم. پنجمین امام پنج نکته زیبا دارد که اشاره می‌کنم. البته همه‌ی نکات زندگی ایشان زیباست ولی به خاطر اهمیت این پنج‌تا را ذکر می‌کنم.

۱-  زندگی ۵۷ ساله امام را نگاه کنید،‌ حضرت اهل انفاق بود، در صدد رفع مشکلات مردم بود. پول به کسی دادند که اگر مسلمانی و شیعه‌ای مشکلی پیدا کرد در صدد رفع آن مشکل باشد، از سیره‌های زیبای ایشان این است که این امام همام در زندگی در صدد رفع مشکلات مردم است؛ اهل بذل و بخشش است و راحت دست حضرت در جیبشان فرو می‌رود. عده‌ای آمدند خدمت حضرت و عرض کردند که آن‌جایی که ما زندگی می‌کنیم شیعه فراوان است، حضرت فرمود: ” عَنْ أَبِی إِسْمَاعِیلَ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی جَعْفَرٍ جُعِلْتُ فِدَاکَ إِنَّ الشِّیعَةَ عِنْدَنَا لَکَثِیرَةٌ فَقَالَ هَلْ یَعْطِفُ الْغَنِیُّ عَلَى الْفَقِیرِ وَ یَتَجَاوَزُ الْمُحْسِنُ عَنِ الْمُسِی‏ءِ وَ یَتَوَاسَوْنَ فَقُلْتُ لَا فَقَالَ لَیْسَ هَؤُلَاءِ شِیعَةً الشِّیعَةُ مَنْ یَفْعَلُ هَذَا ـ مجموعه ورام ج۲ ص۱۹۸ ـ “. آیا پول‌دارها مرحمتی به فقرا دارند، انفاق دارند،‌ اهل بذل هستند؟ آیا آن‌هایی که بد کرده‌اند و آن‌هایی که به آن‌ها بد شده است غض عین می‌کنند یا به دادگاه می‌کشانند؟ آیا اهل تواصی و ایثار و از خود گذشتگی هستند؟ گفتیم نه ، حضرت فرمود آن‌ها شیعه نیستند بلکه شیعه کسی است که این صفات و دیگر صفاتی را داشته باشد. شیعه کسی است که رفع مشکل از آحاد مردم می‌کند. چون ایام حج است انشاءالله خدا روزی همه ما قرار دهد. شخصی کنار حضرت در مطاف بود، نمونه خیلی زیاد است و حالا به مناسبت عرض کنم. داشتم کنار حضرت طواف می‌کردم دیدم کسی بیرون از جمعیت به من گفت بیا من گفتم نه شما بیا، چند مرتبه این کار تکرار شد که حضرت فرمود برو ببین چه کاری دارد؟ گفتم آقا جان من سالیان سال انتظار این را می‌کشیدم که کنار امام زمان در مسجد الحرام داخل مطاف باشم حالا برم ببینم که این شخص چه کاری دارد؟ دیدم امر امام است و رفتم و دیدم مشکل مالی دارد برطرف کردم و برگشتم و اعمال را انجام دادم بعد از چند روزی آقا در مسجد الحرام بودند و من رفتم زانوی ادب برابر امام زدم،‌ حضرت فرمود چند روز قبل را یادت می‌آید به تو بگویم کسی که یک مشکل فرهنگی، مالی و… گاهی اوقات با یک جمله می‌توان زندگی کسی را زیر و رو کرد، راهگشایی کرد. حضرت فرمود کسی که یک مشکل فرهنگی، اقتصادی، مالی و… مطابق هفت حج مقبول است، اضافه کرد امام مطابق هفتاد حج مقبول است، هفت هزار، هفتاد هزار، مطابق هفتاد هزار حج مقبول است؛ یک مشکل حل کردن این همه ارزش دارد. خدایا منت تو را می‌کشیم که به ما توفیق دادی که مشکل خواهر یا برادر دینی را حل کنیم. این همه حاجی‌ها سختی می‌کشد با اعمال سنگین، ترافیک طواف، رمی کردن و… آنقدر سخت است و مشکل تازه آیا قبول شد یا نه؟ یک مطلبی را برایتان بگویم روز شهادت امام باقر علیه السلام است روایت از خود امام باقر علیه السلام است، سرزمین مشعر که حاجی‌ها برای رمی جمرات سنگ جمع می‌کنند معروف است که بیابانش پر از مار و عقرب است، ولی تا به امروز هیچ کسی مورد آزار قرار نگرفته است و حضرت امام باقر فرمود که وقتی ایام حج فرا می‌رسد خدا خطاب به وحوش می‌کند یا بروید در قعر زمین و یا اینکه از این سرزمین کوچ کنید که مهمانان ویژه‌ام دارند می‌آیند. اما یک مشکل برطرف کردن از برادر مؤمن مطابق هفتاد حج مقبول است.

۲-  حسن خلق امام، غمض عین،‌ کظم غیظ امام، معاشرت‌های امام و برخوردهای امام است، برای خودشان ارزشی قائل نبودند، بالاترین اهانت‌ها را تحمل می‌کردند. اگر کسی به پدر کسی بی احترامی کند می‌خواهد پدر او را در بیاورد ولی مست یهودی آمد به امام گفت: أنت البقر، حضرت فرمود اشتباه می‌کنی من باقرم، أنت ابن الطباخة… تو فرزند زن آشپز هستی،‌ حضرت ذاک حرفتها، که شغل او است. مثل حالا خوب است که در بیمارستان و بانک و… با صورت آرایش کرده باعث گناه می‌شوند. و بی‌احترامی‌های دیگری کرد که حضرت فرمود اگر راست می‌گویی که من برای مادرم طلب مغفرت می‌کنم و اگر دروغ می‌گویی برای تو طلب مغفرت می‌کنم. ببینید چه کظم‌ غیظ‌هایی، چه صبر و حلم کردن‌هایی. اگر انسان بخواهد به اسلام خدمت کند باید تمام مشکلات را با سینه‌ی باز و رویی گشاده حل کند. فلان شهر دعوت می‌کنند اگر آیت الله در بنر نزنند ایراد می‌گیریم. امام باقری که در زیارت مخصوصه امام حسین علیه‌السلام آمده: ” إِرَادَةُ الرَّبِّ فِی مَقَادِیرِ أُمُورِهِ تَهْبِطُ إِلَیْکُمْ وَ تَصْدُرُ مِنْ بُیُوتِکُم‏…” امامان معصوم علیه السلام شما کسانی هستید در عالم که آن‌چه خدای متعال اراده کرده است ابتدا به خانه‌ی شما می‌آید و بعد از آن‌جا به خانه‌های مردم می‌رود.

حتما امروز زندگانی امام باقر را مطالعه کنید مخصوصا سفر حضرت به همراه امام صادق علیه السلام به سرزمین شام، یک مورد را بیاورم، وقتی حضرت از قصر هشام بیرون آمد دیدند جمعی در گوشه‌ای جمع شده‌اند و شخصی نشسته بود و سؤالات مردم را پاسخ می‌داد، کسی بود که اسقف بود و سالی یک بار از دل کوه بیرون می‌آمد، حضرت به صورت ناشناس وارد شد. حضرت را دید و پرسید آیا از مسیحیان هستی یا از مسلمانان، حضرت فرمود از مسلمانان هستم، پرسید از علمای آنان هستی یا از جهال آنان هستی؟ حضرت نفرمود از علما هستم بلکه فرمود از جهال نیستم. این درس نیست، خضوع و خشوع را ببین، تمام دنیا و ما فیها برای اهل‌بیت علیهم‌السلام است ولی باز هم اینگونه پاسخ می‌دهد.

۳-  صبر امام است، رضایت امام است، تسلیم امام در مورد داده‌های خدا است،‌ این خیلی زیبا است در جامعه‌ی ما پیاده شود. سبک زندگی اسلامی آن است که لبخند رضایت بر لبان ما دیده شود، اگر این طور می‌شد آن طور می‌شد نه در سیره امام اینگونه نیست. فرزندی حضرت در خانه داشت مریض شد و حضرت خیلی ناراحت شد، آن‌هایی که در خانه بودند که گفتند او که مریض شده امام این‌ مقدار ناراحت است اگر بمیرد چه می‌شود، اتفاقا چند روز بعد مرد و برای حضرت خبر آوردند و دیدند چهره حضرت تغییر کرد و مثل کسی که هیچ قضیه‌ای اتفاق نیافتاده شد؛ گفتند ما فکر‌های دیگری می‌کردیم، حضرت فرمود ما تسلیم امر خدا هستیم. این جابر بن یزید جعفی که این روزها خیلی در صحبت‌ها می‌آید ولی در برابر امام کمیتش لنگ است او هفتاد هزار روایت از امام نقل کرده است و روایاتی که حضرت می‌فرمود را او در سینه داشت و مخزن سر بود؛ جابر جعفی در مقابل امام و تفقه در دین کمیتش لنگ بود؛ حضرت فرمود: ” مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِیلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَى عَنْ رِبْعِیِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ قَالَ: الْکَمَالُ کُلُّ الْکَمَالِ التَّفَقُّهُ فِی الدِّینِ وَ الصَّبْرُ عَلَى النَّائِبَةِ وَ تَقْدِیرُ الْمَعِیشَةِ..ـ الکافی ج۱ ص۳۲ـ ” حضرت فرمود تفقه در دین مرادشان چیست؟ آمد خدمت امام و عرض کرد که من فردی هستم که فقر را بر غنا ترجیح می‌دهم، مرض و کسالت را بر سلامتی ترجیح می‌دهم، حضرت فرمود ما اینگونه نیستیم بلکه ما تسلیم محض هستیم. مشکلات را چه حل می‌کند، پیاده کردن سیره امام باقر.

۴-  این مورد و بعدی بیشتر برای طلبه‌ها است: ارتباط قوی امام باقر، اشک نیمه‌شب امام باقر علیه السلام با خدا، من توصیه نمی‌کنم هر شب اگر کسی موفق شود خوب است ولی اگر قرار است در روز درسی با مشکل مواجه شود نه ولی هفته‌ای یک شب با خدا ارتباط بگیرد. ” ُ «اللَّهُمَّ لَا تَنْزِعْ مِنِّی صَالِحَ مَا أَعْطَیْتَنِی أَبَداً- اللَّهُمَّ وَ لَا تَکِلْنِی إِلَى نَفْسِی طَرْفَةَ عَیْنٍ أَبَداً…” خدایا نکند این نعمت‌ها را از ما بگیری؛ خدایا نکند نعمت‌هایی که به ما داده‌ای از ما بگیری. توجه داشته باشیم و اشک چشم داشته باشیم و با خدا حداقل هفته‌ای یکبار ارتباط داشته باشیم. “المزمل :  ۶ إِنَّ ناشِئَةَ اللَّیْلِ هِیَ أَشَدُّ وَطْئاً وَ أَقْوَمُ قیلا..” در تاریکی شب خدا خیلی چیزها را عنایت می‌کند. یک غلام دارد حضرت با ایشان وارد مسجد الحرام شد و وقتی نگاه حضرت به کعبه افتاد شروع کرد بلند بلند گریه کردن، غلام گفت آقا جان همه دارند نگاه می‌کنند حضرت فرمود بگذار بلند بلند گریه کنم تا لطف و رحمت خدا بر من جاری شود. دست‌ها را بلند کنیم و بگوییم خدایا جوانی، سلامتی‌، درس‌خواندن، نعمت‌هایت بسیار بسیار فراوان است، نعمت رهبری و ولایت فقیه که اگر کسی بخواهد آن را درک کند به مصر نگاه کند که یک شبه همه چیز زیر و رو شد؛ وجود نعمت بزرگ ولایت فقیه، نعمت طلبگی و…

۵-  نهایت استفاده از نحفه‌ای که برای ایشان ایجاد شد استفاده کرد، ” إن فی أیام دهرکم نفحات ألا فتعرضوا لها…” در زندگی انسان نفحات و موقعیت‌های طلایی ایجاد می‌شود که باید بهترین استفاده را از آن کرد. موقعیت طلایی زمان امام چه بود؟ پیغمبر بذر دین را پاشید و موجی ایجاد کرد مگر قاسطین، مارقین، ناکثین، معاویه و… گذاشتند مگر امام حسن توانست، مگر امام حسین توانست مگر امام سجاد توانست ولی در زمان امام باقر و فرزندش امام صادق علهیما‌السلام در زمان درگیری اموی‌ها و عباسی‌ها بهترین فرصت ایجاد شد برای حضرت. وقتی می‌گوییم دانشگاه امام صادق علیه‌السلام چهار هزار طلبه، نهصد کرسی در مدینه می‌گفت عن الصادق، عن الباقر علیه السلام، موج و بذر را پیغمبر انجام داده بود ولی امام باقر علیه السلام از آن نهایت استفاده کرد. معارف اسلام بسته مانده بود و حضرت درب‌های جدیدی را باز کرد. لذا در آن حدیث لوح که آمده است برای هر امامی دو خصلت آمد ولی برای امام حسین علیه السلام هشت ویژگی آمد، در مورد امام باقر علیه السلام آمده است ” مُحَمَّدٌ الْبَاقِرُ لِعِلْمِی وَ الْمَعْدِنُ لِحِکْمَتِی…. الإمامة و التبصرة من الحیرة، علی بن بابویه قمی، ص۱۰۵ـ” آن محمدی که شکافاند علوم را و مطالب دینی را از حالت آکبندی بیرون آورد. دانشگاه امام صادق علیه السلام پی ریزی آن در زمان امام باقر علیه السلام بود. خوب درس بخوانید، پنج شنبه و جمعه را برای محفوظات بگذارید، روایات، نهج‌البلاغه و قرآن را موضوعی حفظ کنید. احوالات علما را ببینید و… به خدا نمایند امام شدن، قاضی شدن، همیشه هست ولی فصل درس خواندن و مطالعه کردن یک مدت خاص دارد. به خدا مطالبی که من بیست و چند سال پیش حفظ کردم الان بدون مراجعه می‌گویم ولی مطالبی که الان حفظ می‌کنم خیلی سریع فراموش می‌شود. این به خاطر سن است لذا نمی‌تواند خوب حفظ کند و دقیق مطالعه کند. لذا از این موقعیت طلایی مثل امام باقر علیه السلام استفاده کنید، مباحثات قوی کنید. من عذر خواهی می‌کنم اجازه دهید که یک جمله ذکر مصیبت کنیم…

اوقات شرعی
آیه الله محمد جواد فاضل لنکرانی: مکتب اصولی شیخ اعظم انصاری

نکوداشت شیخ اعظم انصاری ۹۲-۹۱

برای دریافت صوت سخنرانی بر روی لینک زیر کلیک کنید.

حضرت استاد فاضل لنکرانی

اعظم انصاری شخصیتی که اگر اجتهاد او و کتب او در حوزه های علمیه مطرح نشده بود، یک توقف عجیبی در استنباط و اجتهاد رخ می‌داد و با ابتکارات شیخ و با حرکت اجتهادی شیخ با تلاش‌های بی‌وقفه اصولی و فقهی شیخ یک اجتهاد غنی و قوی برای ما باقی مانده است و برای آینده هم باقی است. ما زمانی را نمی‌توانیم تصور کنیم که آرای شیخ و روش اجتهادی او بخواهد منسی بشود یا مورد نیاز نباشد. در زمان خودمان فقیهی را نمی‌توانیم بگوئیم به فقاهت رسیده الا اینکه در دقایق ورموز آراء شیخ تلاش کرده باشد و ابتکارات و ابداعات شیخ را بدست آورده باشد. با همه شهرتی که از شیخ در حوزه‌های علمیه مطرح است بنظر هنوز آن کار اساسی راجع به بررسی روش اجتهادی شیخ صورت نگرفته است. در حدود بیست سال پیش بود که اولین همایشی که در حوزه علمیه قم برپا شد. کنگره شیخ بود. آنجا مقالات زیادی مطرح شد. ابداعات شیخ تا یک حدی بیان شد اما بیان ابداعات و نظریات گام اول در روش اجتهادی شیخ است. باید حوزه علمیه یک بررسی عالمانه و یک پژوهش بسیار جامعی را راجع به روش اجتهادی شیخ داشته باشند و اساسا اگر این کار انجام نشود، خسران بزرگی وجود دارد. ما برای اینکه بتوانیم مباحث جدیدی که امروزه در حوزه علمیه مطرح است در نظام جمهوری اسلامی مطرح است بنام بحث «فقه حکومتی» تا این پژوهش در روش شیخ و در منشای شیخ و در اجتهاد او صورت نگیرد، ما نمی‌توانیم یک فقه حکومتی روشنی را ارائه دهیم، اما می‌توانیم از مبانی شیخ و روش اجتهادی او این بحث را خلق کنیم و ابعاد آن را بررسی کنیم به شرط اینکه مبانی شیخ را کاملاً احاطه پیدا بکنیم. خوب، این یک مطلب کلی که واقعاً مراکز علمی و فقهی و مدارس اینچنینی واقعا باید اقدام کنند. اکتفا به متن مکاسب و کتب فقهی و اصولی شیخ یا پرداختن به حواشی و تحقیقاتی که حول آرای شیخ، شده کافی نیست. باید واقعاً مکتب اجتهادی شیخ را از این کتب استخراج کرد و آن‌وقت است که آثارش را خواهیم دید و امیدوارم این مراکز علمی و فقهی به چنین کار مهمی که یک خلأیی هست در حوزه علمیه اقدام کنند اما در این وقت کوتاه به همین بعد یک اشاره‌ای اجمالی می‌خواهم بکنم. یک بحث عمیقی در اصول و در فقه ما همیشه مطرح است و آن جایگاه عقل است، عقل در چه مباحثی حضور دارد؟ جایگاه عقل کجاست؟ امروزه این بحث بسیار مورد ضرورت است. اگر بیائیم واقعا بررسی کنیم که شیخ چه اهتمامی به عقل در استنباط داشته، افق اجتهادی و فکری ما عوض می‌شود. ما وقتی به کتب شیخ مراجعه می‌کنیم، مشحون از استدلالات عقلیه است. که اگر ما این استدلالات عقلی که مرحوم شیخ کرده یک‌جا بخواهیم در یک مجموعه‌ایی گردآوری کنیم، خودش یک کتاب جامعی می‌شود، خوب، من حالا به بعضی از نمونه‌ها اشاره‌ای می‌کنم ببینیم مرحوم شیخ تعابیری که دارد، چه تعابیری می‌باشد. در مباحث اجتهاد و تقلید در موارد متعددی به حکم عقل مستقل، مرحوم شیخ استدلال کرده است در احکام خلل در باب صلاة این تعبیر را دارند: «لأن الحکم العقل المستقل لایقبل التردد و الاهمال» حکم عقلی قابل تردید نیست؛ یعنی موضوع در احکام عقلیه همیشه مبین است. در رسائل فقهیه می‌گوید: «العقل حاکم بالتخییر فی الامتثال بین مصادیق المأمور به» مطلبی است که دیگران هم دارند که در امتثال مکلف، عقلا مخیر بین مصادیق مامور به می‌باشد. وقتی مولا می‌گوید صلاة و وقت را معین می‌کند و وقت هم موسع است، صدها مصداق می‌تواند برایش باشد. عقل این مکلف را مخیر می‌داند در اینکه کدام‌یک از این مصادیق را انجام بدهد. در باب حج در مورد اینکه آیا بدار و مبادرت برای مستطیع لازم است؟ از همین حکم عقل استفاده می‌کند. شیخ می‌فرماید: «یجب البدار بحکم العقل» یعنی کسی وقتی مستطیع شد، مبادرت برای او واجب است. در این بحث در کتاب طهارت در دوران امر بین موافقت قطعیه و موافقت احتمالیه عقل می‌گوید تا مادامی که موافقت قطعیه ممکن است، نباید سراغ موافقت احتمالیه رفت. عقل باید‌ موافقت قطعیه را اختیار بکند. باز در مکاسب در مورد اینکه دو تا عمل هست که یکی قبیح است دیگری اقبح، باز شیخ می‌گوید و چنانچه مکلّف چاره‌ای ندارد که یکی از این دو عمل را انجام بدهد، می‌فرماید: «والعقل مستقلٌّ یوجوب ارتکاب اقل القبیحین» عقل استقلال دارد که اقل قبیحین را مرتکب شود. باز در مکاسب تصریح دارد: «حکم العقل بوجوب التوصل الی دفع المنکر مهما امکن» در ضمن ادله نهی از منکر باز می‌فرماید ادلّه نهی از منکر ثلاثه یکی از ادله‌ای را که مطرح می‌کند، عقل است. اگر ببینید کتب مرحوم شیخ را، موارد زیادی، مسئله حکم العقل مطرح می‌شود. ما نیاییم ذهنمان را محدود کنیم که حکم عقل فقط در احکام واقعه در سلسله معلول است و در همین اندازه که عقل می‌گوید، باید امتثال بکنیم معصیت نباید بکنیم. اگر دائره عقل را یک فقیهی از همان اول بیاید محدود بکند و بگوید عقل فقط درباب اطاعت و معصیت حاکم است، این فرد عقل را از ارزش انداخته است. دیگر عقل نمی‌تواند به‌میدان اجتهاد بیاید. در حالیکه موارد زیادی است که ربطی به اطاعت و معصیت ندارد. در کتب متعدد و موارد زیادی شیخ، عقل را بمیدان آورده و حکم العقل را بعنوان یک دلیل قرار داده است. این یک نکته که شیخ نیامده فقط در اطاعت و معصیت مسئله را منحصر بکند. حال نکته دوم این است که ما وقتی در مباحث اصول ملاحظه می‌کنیم جاهای متعددی که بحث از عقل مطرح شده، اینها را بیاییم یک بررسی و یک مقارنه بکنیم‌. ببینید اول رسائل که شما فضلا ملاحظه فرمودید نزاع معروف بین اخباری‌ها و اصولی‌ها مطرح است. بیائید بررسی کنید که شیخ آنجا چگونه به‌میدان آمده است و بعد یک نزاع داریم، نزاع اخباری و اصولی که مورد نزاع این است که آیا قطع حاصل از مقدمات عقلیه، حجیت دارد یا نه؟ اصولیون بعد از اینکه می‌آیند و می‌گویند، حجیت قطع ذاتی است، می‌گویند فرقی نمی‌کند این قطع حاصل از مقدمات نقلی، یا مقدمات عقلی باشد اخباری‌ها می‌آیند و مخالفت می‌کنند. می‌گویند قطع حاصل از مقدمات عقلیه، حجیت اعتبار ندارد. خوب شیخ نزاع را خیلی محکم مطرح کرده و به عقیده او نزاع، نزاع کبروی می‌باشد. در کفایه مرحوم آخوند قائل است نزاع، نزاع صغروی است و حق با مرحوم شیخ است ولو مرحوم آخوند تلاش کرده، نزاع بین اخباری و اصولی را نزاع صغروی قرار بدهد. آخوند می‌فرماید که اخباری‌ها می‌گویند از مقدمات عقلیه، قطع حاصل نمی‌شود نه اینکه قطع حاصل بشود و حجیت نداشته باشد. اما عبارات اخباری‌ها در کتبشان و استدلالاتشان در این که نزاع دارند این‌ها مؤید این است که حق با مرحوم شیخ است که نزاع، نزاع کبروی است. اخباری‌ها تا این مرحله می‌آیند که عقل، ادراک دارد، از راه ادراک، قطع هم پیدا می‌کند، اما می‌گویند این قطعش، حجیت ندارد. نزاع در خود کبری می‌باشد. حالا برخی و می‌گویند که اخباری‌ها یک نظری، شبیه نظر اشاعره دارند که اصلا عقل، قدرت ادراک ندارد، نه این نیست؛ اصلا نزاع اخباری و اصولی یک نزاعی است، نزاع اشعری و معتزلی یک نزاع دیگر است. نزاع اخباری و اصولی در همین است که آیا قطع حاصل از مقدمات عقلیه، حجیت دارد یا نه؟ و نزاع اشعری و اصولی در این است که آیا عقل، قدرت ادراک حسن و قبح اشیاء را دارد یانه؟ البته برای نزاع اشعری و اصولی هم تفسیرهای و احتمال‌های مختلف وجود دارد که قاعدتاً ملاحظه فرمودید ولی این‌ها دوتا نزاع است. نباید این دو نزاع با هم خلط بشود و بنظر من در این نزاع دوم اشاعره بسیار ادله‌شان موهون است. وقتی کسی ابتدائاً ادله اشاعره را آنطور که در مواقف قاضی عضد ایجی آمده نگاه کند در آنجا یک ادله سست و بی‌بنیان می‌یابد اما در این نزاع اخباری و اصولی ادله‌ای که اخباری‌ها دارند، اینطور نیست که ادله سست و ادله‌ی ضعیف باشد؛ به نظر می‌رسد مرحوم شیخ، با آن‌همه قوت و توانمندی علمی که داشته، در نزاع اخباری و اصولی بالاخره نتوانسته اخباری‌ها را آنطور که باید و شاید سرجایشان بنشاند یعنی وقتی از آن بحث یک نفر بیرون می‌آید و خارج می‌شود هنوز ادله اخباری‌ها در گوشه ذهن او می‌باشد. ولو اینکه خود شیخ ادله را یاد اخباری‌ها داده است، خود شیخ به نفع اخباریها استدلال کرده است اما وقتی می‌خواهد جواب دهد مقداری آن دلیل‌ها از میدان خارج نمی‌شود. شیخ می‌فرماید شاید نظر اخباری‌ها در اینکه گفتند قطع حاصل از مقدمات عقلیه، حجت نیست مبتنی بر این روایات باشد، «حرام علیکم ان تقولوا بشیء ما لم تسمعوا منّا» اگر چیزی را گفتید و از غیر طریق ما اهل بیت باشد، حرام است. حالا، شیخ روایتی را نقل می‌کند: «لو ان صلی لیلة و قام وصام نهاره و حج دهره و تصدق بجمیع ماله» اگر تمام عمرش نماز بخواند، روزه بگیرد و همه اموالش را صدقه دهد و هر سال حج انجام دهد اما «لم یعرف ولایت ولینا یا ولی الله، ماکان له علی ذلک ثواب»، ولایت اگر نداشته باشید، ثواب ندارد. ظاهراً این در کلمات اخباری‌ها نیست. استدلالی است که خود شیخ برای اخباری‌ها خلق کرده و این خودش یک هنر اجتهادی است در این میدانی که خود شیخ این طرف قضیه قرار دارد، می‌آید ادله‌ی آنطرف آن‌هایی را هم که در ذهنشان نیست، مطرح می‌کند و خود جواب می‌دهد. آخر الامر شیخ به اخباری‌ها می‌فرماید که اگر بپذیریم این روایات ظهور دارد در اینکه باید معصوم علیه السلام بعنوان وساطة الحجة مطرح باشد اگر چیزی غیر از طریق معصوم به ما رسیده، حجیت ندارد. در نتیجه اگر از طریق عقل، قطع پیدا کردیم، روایات می‌گوید حجیت ندارد. شیخ بعد از توجیه این روایات می‌گوید: اگر ظهورش را دراین بفهمیم، نهایتش این است که یک نقل ظنی با یک عقل قطعی تعارض پیدا می‌کند. عقل قطعی می‌گوید: این قطع، حجت است ولی نقل ظنی می‌گوید: حجت نیست و مساله را تمام می‌کند. همین جا می‌باشد که اشکال به مرحوم شیخ وارد است در اینکه عقل قطعی، حجت باشد و بتواند طرف تعارض قرار بگیرد، این اول دعوا می‌باشد. اخباری‌ها این را قبول ندارند. شما می‌خواهید این را طرف برای دعوی قرار دهید شیخ گاهی اوقات ناخواسته در بعضی فروض تسلیم اخباری‌ها می‌شود. بعد از شیخ اصولیونی که آمدند، گفته‌اند اگر اخباری‌ها مرادشان این باشد، ما هم قبول داریم. شیخ می‌فرماید: اگر اخباری‌ها مرادشان این باشد، که عقل احاطه به همه‌ی ملاکات ندارد ما می‌گوییم قطع حاصل از مقدمات عقلیه بدرد نمی‌خورد. شیخ می‌گوید: اگر واقعاً مراد اخباری‌ها این باشد، مانعی ندارد، حرف درستی است و ما هم قبول می‌کنیم. در یکجا می‌فرماید: «الانصاف ان الرکون الی العقل فیما یتعلق بادراک المناطات الاحکام لینتقل منها الی ادراک نفس الاحکام موجب للوقع فی الخطا کثیرا فی نفس الامر» این فی نفس الامر یعنی با قطع نظر از این مدرک، فی نفس الامر اگر بخواهیم اعتمادی بر آن ملاکاتی کنیم که عقل آمده بیان کرده، این درست نیست، در این بحث، شیخ این تسلیم را دارد و می‌فرماید عقل احاطه به ملاکات ندارد و لذا اگر اخباری‌ها مرادشان این باشد مورد، قبول ماست، مجموعا شیخ اگر درباره عقل یکجا یک حرفی زده پس در همه جا سرحرف خودش باقی بماند یا لااقل این حرف‌ها را کنار هم قرار دهیم یک چیز دقیق‌تری را پیدا بکنیم.

نکوداشت شیخ اعظم انصاری ۹۲-۹۱

از مثل شیخ نباید فتوا بخواهیم. حتی نباید خودمان را قانع کنیم که نظریه‌ای را برای ما بیان کند. اگر یک کسی روش اجتهادی شیخ را کار کند، راه نظریه‌پردازی را پیدا می‌کند. راه ماهی‌گیری را پیدا می‌کند. اگر ما روش اجتهادی شیخ را بررسی کنیم آن وقت بر نظریه پردازی قدرت پیدا کنیم، بفهمیم چطور شد این نظریه را پیدا کرده است. شیخ دائماً روی مسائل کار می‌کرده است من همین جا عرض کنم اگر کسی بخواهد نظریه‌‎پرداز شود راهش این نیست برود سه تا کتاب یا نه دلیل را ببیند و بگوید یک احتمالی دادم. این نیست؛ نظریه پرداز مثل کسی است که دائما در آزمایشگاه شبانه روز کار می‌کند در این مسیر، موارد نو و جدیدی آرام آرام پیدا می‌کند. شیخ دائما در مسائل فقهی و اصولی تلاش می‌کرده است. همین جاست که مرحوم آخوند به میدان شیخ آمد، نکته‌ای که مرحوم آخوند فرموده این است: شما که ملازمه بین احکام عقلیه و شرعیه را قبول دارید، ملازمه فقط در مقام اثبات است نه درمقام ثبوت. شیخ در بحث نزاع اخباری و اصولی تسلیم شده که عقل احاطه به مناطات و ملاکات ندارد. مطلقاً هم می‌گوید و می‌گوید اگر اخباری‌ها مرادشان این باشد، ما قبول داریم. لازمه این حرف این است که قطع حاصل از مقدمات عقلیه هیچ‌وقت حجت نباشد. چون اگر کسی بگوید عقل احاطه به ملاکات ندارد، اینچنین می‌شود. اما وقتی به بحث استصحاب می‌رسد تا یک حدی حضور عقل و کفایت عقل در ملاکات را قبول می‌کند. می‌گوید در آن دایره‌ای که عقل حکم کرد، شرع هم مستنداً به او حکم می‌کند، عقل حکم می‌کند به قبح ضرب یتیم، قبح تصرف در مال غیر و بغیر اذنه، شرع هم همین حکم را دارد، مستنداً الی العقل، ما در همین حکم شرعی هم نمی‌توانیم استصحاب بکنیم؛ بعبارت دیگر قاعده ملازمه که «کل ما حکم به العقل حکم به الشرع». مرحوم شیخ در بحث استصحاب هم در مقام اثبات می‌پذیرد و هم در مقام ثبوت. آخوند می‌گوید فقط در مقام اثبات. آن وقت اگر یک اصولی پذیرفت قاعده ملازمه، هم درملازمه مقام اثبات و هم در ملازمه مقام ثبوت چاره‌ای ندارد که بپذیرد. عقل احاطه بملاکات ندارد. خود مرحوم آخوند هم در چند جا تصریح می‌کند اگر ما گفتیم عقل احاطه به ملاکات ندارد، باید عقل را بطور کامل از میدان اجتهاد خارج کنیم و فقط در محدوده اطاعت، امتثال و معصیت بیاوریم که دیگر ربطی به استکشاف احکام ندارد و در سلسله معلول واقع می‌شود. این ارزشی ندارد. عقلی که فقط بخواهد در سلسله معلول بیاید، این عقل را آن فرد عامی هم دارد. این عقل نیاز مجتهد نیست به یک عامی هم که خدا می‌فرماید: «اقیموا الصلوة» عقل او، او را تحریک می‌کند بر اینکه اطاعت کند و معصیت نکند. این دیگر بعنوان یک عنصر مهم در باب اجتهاد قلمداد نمی‌شود و آیا شیخ که این‌همه آمده به عقل استدلال کرده، آیا فقط تمام اینها در دائره امتثال و معصیت است؟ خوب عرض کردم در بحث استصحاب که یکی از بحث‌های قوی شیخ می‌باشد وقتی شیخ می‌گوید استصحاب در احکام شرعیه مستند به عقل جریان ندارد، این معنایش این است در مواردی که عقل، ملاک را پذیرفت شرع هم مستند به اوست مسئله تمام می‌شود این خیلی فرق دارد با آنچه در بحث از اخباری‌ها دارد. در بحث از اخباری‌ها آنجا شیخ می‌فرماید: اگر نظر اخباری‌ها این باشد که عقل، ملاکات را نمی‌فهمد حق با اخباری‌ها است. اگر این‌را فرمودید پس آن‌چیزی که در استصحاب فرمودید، چه می‌باشد؟ می‌گوئیم آن هم سر جای خودش، آن تطور اجتهادی شیخ است. او رشد فکری شیخ است. او یک نظر دیگری است که باید به آن توجه شود و یا آن نتیجه‌ای که در بحث از اخباری‌ها می‌گیرند (والذی یقتضی … و فاقا لاکثر اهل النظر لانه … فی دلیل عقلی …) اگر قطع از راه دلیل عقلی حاصل شد، دلیل نقلی نمی‌تواند با آن معارضه کند و در تعارض بین نقل و عقل، نقل محکوم است. لکن از عبارات بعد شیخ استفاده می‌شود که در تعارض نقلی قطعی و عقلی قطعی، نقل را مقدم می‌کند. کاری که بعضی از اخباری‌ها مثل صاحب حدائق و سید نعمت الله جزائری انجام دادند. ما باشیم می‌گوییم: جناب شیخ چرا در آنجا  بین نقلی قطعی و عقلی قطعی؟شما تسلیم شدید؟

نکوداشت شیخ اعظم انصاری ۹۲-۹۱

در بحث نزاع اخباری و اصولی شیخ مثل اخباری و اصولی آنطور که باید و شاید به میدان اخباری‌ها نیامده و تا یک حدی تسلیم شده اما در استصحاب مبانی محکم‌تری را در مورد ایشان دارد. لذا باید یک مقایسه دقیق انجام دهیم ببینیم چه از اینها می‌توانیم بدست آوریم این جا چند تا سوال مطرح است اول مگر اخباری‌ها با این روایت برخورد نداشتند؟ «ان لله علی الناس حجتین حجة ظاهرة و حجة باطنة» چگونه با این روایت برخورد کردند. این هنوز در این بحث هم هنوز منقّح نشده و چه‌بسا در مقابل آن روایاتی که شیخ به نفع اخباری‌ها مطرح کرده است که «حرامٌ علیکم ان تقولوا بشیءٍ ما لم تسمعوا منّا» آن‌موقع آنها را کنار هم می‌گذارند،  اگر یک فقیهی بخواهد حجیت عقل را قبول کند، تعارض و تساقط می‌کند؟ قضیه چه می‌باشد؟ آیا همان حرف مرحوم نائینی بگوئیم که خود ائمهفرموده‌اند عقل هم حجت باطنی است و آن‌هم حجت است. اگر آمدیم به‌ عقل هم عمل کردیم این هم از خود ائمه علیهم السلام گرفتیم آیا حجیت عقل را حجیت نصّی قرار دهیم؟ اساساً آیا درست است؟ که (روی این نکته توجه کنید) اصولی بیاید مسئله حجیت عقل با این‌همه میدان وسیعی که دارد مستند به این روایت بکند، بنظر من کار بسیار خطایی می‌باشد. ما روایت بر ایمان محترم است. اما نباید بحث را بر یک روایت مبتنی کنیم علی ای حال بحث عقل دامنه‌ی فراوانی در اجتهاد دارد و یکی از پایه‌های اجتهادی شیخ می‌باشد که روی این زمینه کار نشده است. باید مقایسه بشود ۱٫ در نزاع اخباری و اصولی ۲٫ نزاع حسن و قبح عقلی؛ ۳٫نزاع ملازمه. چون حسن و قبح عقلی و بحث ملازمه دوتا نزاع می‌باشد حسن و قبح عقلی مقدمه برای نزاع در ملازمه می‌باشد. ملازمه که مطرح شد، ملازمه فی مقام الاثبات و فی المقام الثبوت خودش یک بحث بسیار قوی می‌باشد. من امیدوارم که انشاء الله مراکز فقهی و علمی این گونه مدارس مبارک در حوزه‌های علمیه ما که واقعاً باید خدا را شاکر باشیم در اینکه در دو دهه اخیر در حوزه علمیه مراکزی افتتاح شده توسط مراجع بزرگ و افراد فکور و عالم و این مراکز دنبال این هستند که اجتهاد را تعمیق کنند همین اجتهادی که سرمایه اصلی ماست و تعمیق آن به این است که بزرگان و اینکه چگونه شیخ نظریات جدیدی را در فقه پیدا کرده اینها را واقعا خدا را شاکر هستیم و من به سهم خودم از این مدرسه مبارکه عالی خاتم الاوصیاء عجل اللع تعالی فرجه الشریف و بالخصوص از استاد محترم و بزرگوار حوزه علمیه حضرت آقای علیدوست که واقعا باید عرض کنیم که ایشان از افتخارات ما هستند و از افتخارات حوزه ما هستند و باید از وجود شریف ایشان استفاده شود و همچنین از مسئولین محترم این مجموعه مخصوصاً حضرت آقای عصاری و فضلا و مدرسین این مدرسه تشکر می‌کنم و ان شاء الله همه ما در این عید غدیر مورد عنایت امیر المومنین علیه السلام قرار بگیریم .

نظرات[ ۰ ] | موضوع: نکوداشت دوم شیخ انصاری | نويسنده: khatam1 | ۱۳۹۱/۰۸/۲۶ |

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

حاصل جمع یک و یک به عدد ؟

Powered By ALA